درخواستی میهندوستانه از شاهزاده رضا پهلوی

20 مارس 2021

Ist möglicherweise ein Bild von Ahmad Panahandeh

درخواستی میهندوستانه از شاهزاده رضا پهلوی
این روزها بعد از پخش فایل صوتی از شاهزاده رضا پهلوی، افرادی معلوالحال که کارنامه ی خیانت بار و همکاری و همدستی آنها با تبهکاران اسلامی بر هر بیداردل و میهندوستی روشن و آشکار است، خیز برداشته اند تا درخواب پنبه دانه ای بیگانه پرستی خودشان، قامت راست تاریخ و فرهنگ ایران را که امروز در قامت ایستاده شاهزاده رضا پهلوی استوار مانده است، در حد قامت کوتاه خودشان پایین بکشند و به قول خودشان به ایشان اجازه بدهند که در خدمت بقای همین تبهکاران اسلامی فعالیت کنند
و حتا تا آنجا پیش رفتند و نوشتند که تازه این یک نیم قدمی است که توسط ایشان برداشته شده است و باید از این پس تمامی احترامی که ملت ایران به ایشان می گذارند، از خود رفع احترام کنند و با صراحت در یک بیانیه بنویسند که مبادا نوع نظام آینده را در فردای سرنگونی تبهکاران اسلامی به رفراندم می گذارند
تازه پیشاپیش برای ایشان تکلیف روشن کردند حال که بطور غیر رسمی می گویید جمهوریخواهی را می پذیرید، باید بیایید پشت سر ما قرار بگیرید نه در جلوی ما
اگر چنین نکنید، معنی اش این است که پس شما هنوز ادعای رهبری سیاسی را در این شرایط برای خودتان محفوظ نگه داشته اید
خب تا اینجا بسیار روشن و آشکار است که این جماعت چه طینت و ذات غیر اخلاقی و غیر انسانی و ضد ایران و ایرانی دارند
یعنی می خواهند بگویند اگر می خواهید ما شما را بپذیریم، باید همه ی سرمایه های فردی و تاریخی و فرهنگی و میراث نیک گذشته پادشاهان ایرانساز پهلوی را همراه با توانایی های فردی خودتان، در سبد ضد ایرانی ما بریزید تا از این طریق بپذیریم که شما را در صف ما قبول می کنیم
فکر می کنم نیاز به تحلیل و باز کردن مسئله نباشد
زیرا این جماعت ضد ایرانی و همدست تبهکاران اسلامی در مرام ِ متوهم خود چنین نگاهی دارند که رهبری جنبش در هر شرایطی فقط در انحصار آنها است
بی آنکه کوچکترین پایگاه اجتماعی داشته باشند و یا مردم در دستشان حتا تف بکنند
خب به این دیوانگان و عقل باختگان باید گفت خیلی احمق تشریف دارید
از این جهت به عنوان یک ایرانی میهندوست از شاهزاده رضا پهلوی درخواست می کنم که در کوچکترین نزدیکی حضوری با این جماعت که رنگارنگ هم هستند و هر یک در این شرایط بر اثر تقسیم کار، مسئولیتی را به عهده گرفته اند و می تواند به قیمت جانشان تمام شود، بیشتر مراقب خودشان باشند
زیرا به باور من در همه ی این جماعت رنگارنگ که نه درد وطن دارند و نه غم ملت ایران،
افرادی نفوذی تبهکاران اسلامی حتمن هست و یا خودشان داوطلبانه برای آنها بارکشی می کنند
بنابراین اگر امنیت فردی شاهزاده در این شرایط به بیشترین حد ممکن نرسد، ممکن است اتفاقی بیافتد که تاریخ ایران را کمر بشکند
بنابراین از ایشان و افراد نزدیک به ایشان، میهندوستانه می خواهم اولن هیچگاه بطور حضوری با این جماعت نشست و برخاست نداشته باشند
دومن باید این جماعت در جریان عمل ثابت کنند که اگر دل در گرو ایران و آزادی ایرانیان را دارند، بی هیچ اما و اگری باید حول محور شاهزاده رضا پهلوی جمع شوند و با کمپین نه به جمهوری اسلامی، راه سرنگونی تبهکاران اسلامی را در ایران سازماندهی کنند
شرط و شروط و تعیین تکلیف کردن هم برای شاهزاده رضا پهلوی به هر بهانه ای و از جانب هر کسی باشد ممنوع و موقوف است
همین
احمد پناهنده
نوزدهم ماه مارچ سال دو هزار و بیست و یک


نوروز، هم پیروز است و هم دلفروز پیروز است

20 مارس 2021

نوروز، هم پیروز است و هم دلفروز

پیروز است زیرااگر بشود، خورشید را از درخشیدن مانع شد، می توان زمستان را مهار کرد که بهار را آبستن نشوداما از زمانی که بشر به مقوله زمان و مکان پی برد، بر روی زمین، یکی از سیارات منظومه ی شمسی زندگی می کردشناخت زمان و مکان به بشر فرصت داد که سال را در بُعد زمانی و چرخش زمین به دور خورشید، تعریف کند و فصول چهارگانه ی بهار و تابستان و پاییز و زمستان را از آن بیرون بکشدبهار، از همان آغاز شناخت بشری، همیشه فصل زنده شدن و جان گرفتن در عرصه های مختلف طبیعت و نو و تازه شدن در ابعاد زندگی انسانی بوده است و اولین روزش را ایرانیان روز نو خواندند و نامش را نوروز نام نهادند و به همایونی این روز، جشن گرفتندنه فقط انسانها و بویژه ایرانیان، این روز را جشن می گرفتند بلکه طبیعت با تازه شدن و سبز گردیدن، شیپور جشن و شادی و شادمانی و شادابی را در هر سو به صدا در می آوردپس نتیجه می گیریم که بهار شادی آفرین، با غم بیگانه است و هیچ قدرتی هم نمی تواند آن را از آمدن باز دارد و شادی را مانع شودپس همیشه پیروز استدلفروز استزیرادیده و دل را به شادی و صلح و صفا، فروزان می کندیعنی هم درون انسانی را که قلب مرکز احساس است، شاد می کند و هم بیرون را که چهره و لب و چشم و گوش استشادابی را در چهره می نشاندخنده را بر لب، غنچه می گشایدزیبایی را در دیده، چشم نوازو ترانه و آواها را در گوش، گوش نواز می کندبا این نگاهضمن همدردی با همه ایرانیان پاک سرشتی که در غم از دست دادن عزیزانشان با شیوع ویروس مرگبار کرونا و یا ویروس های دیگر اجتماعی در سوگ نشسته اند، تاریخ سیستان را ورق می زنیم و در آن می خوانیموقتی که سپاهيان قُتيبه (سردارعرب)،سيستان را به خاک و خون کشيدند،مردی چنگ-‌نواز،در کوی و برزنِ شهر – که غرق خون و آتش بود-از کشتارها وجنايات قُتيبه قصّه‌ها می‌گفت و اشکِ خونين از ديدگان آنانی که بازمانده بودند،جاری می‌ساخت و خود نيز،خون می‌گريست… و آنگاه، بر چنگ می‌نواخت و می‌خواند:» با اين‌همه غمدر خانه ی دلاندکی شادی بايدکه گاه ِ نوروز است.

«پیشاپیش نوروز دلفروز و پیروز بر همه شما خجسته و همایون و شاد باد

احمد پناهنده


الویت ِ امروز فقط سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی است به تازگی فایلی صوتی از شاهزاده رضا پهلوی در سایت های اینترنتی و صفحات مجازی پخش گردید و بعضی ها که نه غم میهن دارند و نه درد ملت ایران، بعد از شنیدن صحبت های شاهزاده، خواب های پنبه دانه ای ِ شترهای بیابان بیگانه پرستی را دیدند و این جا و آنجا خوشحالی و شادمانی خودشان را دریغ نکردند که یک قدم بیشتر به تجزیه ایرانزمین و فروپاشی آن نزدیک شدند و راستی جریان چیست؟ مگر شاهزاده در این فایل صوتی چه گفته است که آنها را چنین افسارگسیخته خوشحال کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بگوییم که این فایل صوتی هیچ رسمیت سندی ندارد مگر اینکه شاهزاده بطور شفاف نظرات خودشان را در مورد آینده ی نقش خود نه نقش سامانه پادشاهی مکتوب کنند تا در دل تاریخ ثبت و ضبط شود تا آن زمان باید این سخنان ایشان را غیررسمی ارزیابی کرد و اما در پاسخ به پرسش بالا باید بگویم که وقتی سخنان ایشان را از فایل منتشر شده شنیدم، سخن و یا حرفی از آن برداشت نکردم و یا نمی شود برداشت کرد که در فردای سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی، مسئولیتی که ملت ایران و تاریخ و قانون اساسی بر عهده ی ایشان می گذارند، قبول مسئولیت نمی کنند بلکه همیشه و هماره گفتند و نوشتند که امروز تمامی تلاششان این است که ابتدا همه ی نیروهای مخالف را حول محور سرنگونی تبهکاران اسلامی متحد کنند و بعد تعیین نوع نظام را همراه با تدوین قانون اساسی در مجلس موسسان، به رای عمومی بگذارند تا برای همیشه این اختلاف بر سر نوع نظام آینده، از بین برود به معنی دیگر ایشان به خوبی بهتر و دقیق تر از من و دیگران می دانند که امروز تاریخ و فرهنگ ایران پادشاهی بار مسئولیت بزرگی را بر دوش ایشان گذاشته است تا ایران و ایرانی را با توانایی های فردی خودشان و متکی بر این پشتوانه و سرمایه ی تاریخی و فرهنگی به ارث رسیده، از این بختک نحس و بدشگون را که همین نیروهای به اصطلاح مخالف که در واقع در به قدرت رساندن همین تبهکاران اسلامی شریک و سهیم بودند، نجات دهند و از این جهت است که ایشان فروتنانه با همه ی این پشتوانه ی عظیم تاریخی و فرهنگی و امروز حمایت اکثریت ایرانیان، دست خودشان را سخاوتمندانه و فروتنانه دراز کردند و از همه ی نیروها می خواهند که امروز مشکل ما تعیین نوع نظام و اختلاف بر سر آن نیست و اگر ریگی در کفش ندارید باید حول محور سرنگونی و امروز در کمپین نه به جمهوری اسلامی متحد شوید و اختلافات حول نوع نظام آینده را به فردای سرنگونی حکومت تبهکاران اسلامی محول کنید در واقع شاهزاده رضا پهلوی در این فایل صوتی می خواهند بگویند که اگر ایرانی هستید و اندکی وجدان ایرانی در درونتان هست باید این دست سخاوتمند دراز شده را به خاطر رهایی ایران و ایرانیان بفشارید و متحد گردید و گرنه ادعای شما مبنی بر آزادی خواهی و دموکراسی دوستی، یک پول سیاه ارزش ندارد زیرا اگر به آزادی معتقد هستند باید این آزادی و اختیار را برای ملت ایران، هم امروز و هم در فردای سرنگونی معتقد باشند و احترام بگذارند و یا اگر دموکراسی خواه هستند باید این دموکراسی و آزادی انتخاب را برای ملت ایران چه در امروز و چه در فردای سرنگونی، معتقد باشند و احترام بگذاند از این جهت است که شاهزاده رضا پهلوی برای نزدیک کردن نیروهای مخالف حول محور سرنگونی تبهکاران اسلامی، یکبار دیگر نهاد و یا سامانه پادشاهی را که بیش از دو هزار و پانسد سال قدمت دارد، به ملت ایران پیشنهاد می کنند تا بعد از سرنگون کردن تبهکار اسلامی، برای تثبیت و یا عدم ابقای آن به رای عمومی بگذارند تا سیه روی شوند هرکه در او غش باشد حال این گوی و این میدان و باید دید این این گروه و سازمان های به اصطلاح مخالف، آیا قدمی به جلو می گذارند یا نه؟ اینجاست که می شود با این فایل صوتی شاهزاده رضا پهلوی، درون ذهن و درون ناخالص این کسان را که امروز خواب های پنبه دانه ی شترگونه می بینند، بیرون ریخت تا ماهیت آنها برای همیشه در تاریخ ایران ثبت شود خوشا به حال آنکس که هسته مرکزی این پیام را می گیرند و درک می کنند و یک قدم به جلو گام می گذارند تا سرنگونی تبهکاران اسلامی را تسریع کنند و بدا به حال آنکسانی که همیشه در تاریخ و از نگاه ملت ایران رفوزه بودند و باز رفوزه می شوند در پایان جا دارد به این موضوع هم از نگاه خودم اشاره کنم که به باور من هیچ کس نه توان و اراده آن را دارد که بدون رای اکثریت ملت ایران، سامانه پادشاهی و یا نظام پادشاهی و نظام جمهوری را پیشاپیش ملغی کند و نه توان این را دارد که از امروز بدون همه پرسی از ایرانیان در فردای سرنگونی تبهکاران اسلامی، نظام پادشاهی و یا جمهوری را تثبیت شده تعریف کند حتا اگر این شخص شاهزاده رضا پهلوی باشد که امروز وارث به حق تاریخ و فرهنگ پادشاهی است زیرا نوع نظام و یا نهاد پادشاهی و حتا جمهوری مقوله ای نیستند که یک فرد به دلخواه خودش ابقا و یا ملغا کند ولی شاهزاده رضا پهلوی طبق قانون حقوق بشر مثل هر شهروندی از این حق و حقوق فردی و انسانی برخوردار هستند که برای آینده فردی خودشان تصمیم بگیرند، آیا می خواهند جمهوریخواه باشند یا پادشاهی خواه و مهم تر اما این است که در این تصمیم گیری به رای ملت ایران احترام بگذارند و در فردا هر مسئولیتی که ملت ایران به ایشان محول کردند، شانه خالی نکنند چون خودشان بارها گفتند و نوشتند که دنبال پست و مقام نیستند اما اگر در فردای سرنگونی، ملت ایران هر مسئولیتی از ایشان بخواهند و یا به ایشان واگذار کنند، در خدمت مردم هستند به باور من ایشان در این فایل صوتی که رسمیت سندی ندارد، حرفی جدیدی نزدند زیرا ایشان در این چندین سال اخیر، بارها گفتند و نوشتند که اگر در یک انتخابات آزاد و همه پرسی، ملت ایران نظام جمهوری را بر نظام پادشاهی ترجیح دهند، به هشتاد در سد از آرزوهایشان رسیده اند بنابراین به ایشان باید حق داد که در فردا اگر ملت ایران سامانه ی پادشاهی یا نظام پادشاهی را بر جمهوری ترجیح دادند، شاهزاده رضا پهلوی تنها گزینه ی این سامانه باشد و در این حق داشتن نیز، اگر ایشان به هر دلیلی این مسئولیت را نپذیرند گزینه اصلی باقی مانده خانواده پهلوی است که به مدت پنجاه و سه سال در خدمت بی دریغ و بی همتا به ایران و ایرانیان، کارنامه زرینی را در تاریخ ایران ثبت کردند باشد که با این نوشته دوستان جمهوریخواه با این سخاوتمندی و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی، قدمی به جلو بگذارند و حول محور ایشان جمع شوند تا بتوانیم با هم و در اکثریت مطلق مان تبهکاران اسلامی اسلامی را سرنگون کنیم همچنن پادشاهی خواهان به نگاه و نظر و اختیار شاهزاده احترام بگذارند که هر طوری را که به صلاح ملت ایران می دانند، عمل کنند و به باور من درست می گویند که نباید ایشان را در قفس گرفتار کرد و پر و بالش را قیچی نمود بلکه امروز باید توفنده و شورشی قدم به جلو بگذارند و فروتنانه فقط برای نجات ایران و ملت ایران از هر طریقی که خود تشخیص می دهند، گام به پیش بگذارند زیرا ملت ایران در اکثریتشان این مسئولیت و مشروعیت را به ایشان داده است بنابراین شرط و شروط گذاشتن برای شاهزاده رضا پهلوی موقوف احمد پناهنده هیجده ماه مارچ سال دوهزار و بیست و یک

20 مارس 2021

الویت ِ امروز فقط سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی است
به تازگی فایلی صوتی از شاهزاده رضا پهلوی در سایت های اینترنتی و صفحات مجازی پخش گردید و بعضی ها که نه غم میهن دارند و نه درد ملت ایران، بعد از شنیدن صحبت های شاهزاده، خواب های پنبه دانه ای ِ شترهای بیابان بیگانه پرستی را دیدند و این جا و آنجا خوشحالی و شادمانی خودشان را دریغ نکردند که یک قدم بیشتر به تجزیه ایرانزمین و فروپاشی آن نزدیک شدند
و راستی جریان چیست؟
مگر شاهزاده در این فایل صوتی چه گفته است که آنها را چنین افسارگسیخته خوشحال کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بگوییم که این فایل صوتی هیچ رسمیت سندی ندارد مگر اینکه شاهزاده بطور شفاف نظرات خودشان را در مورد آینده ی نقش خود نه نقش سامانه پادشاهی مکتوب کنند تا در دل تاریخ ثبت و ضبط شود
تا آن زمان باید این سخنان ایشان را غیررسمی ارزیابی کرد
و اما در پاسخ به پرسش بالا باید بگویم که وقتی سخنان ایشان را از فایل منتشر شده شنیدم، سخن و یا حرفی از آن برداشت نکردم و یا نمی شود برداشت کرد که در فردای سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی، مسئولیتی که ملت ایران و تاریخ و قانون اساسی بر عهده ی ایشان می گذارند، قبول مسئولیت نمی کنند
بلکه همیشه و هماره گفتند و نوشتند که امروز تمامی تلاششان این است که ابتدا همه ی نیروهای مخالف را حول محور سرنگونی تبهکاران اسلامی متحد کنند و بعد تعیین نوع نظام را همراه با تدوین قانون اساسی در مجلس موسسان، به رای عمومی بگذارند تا برای همیشه این اختلاف بر سر نوع نظام آینده، از بین برود
به معنی دیگر ایشان به خوبی بهتر و دقیق تر از من و دیگران می دانند که امروز تاریخ و فرهنگ ایران پادشاهی بار مسئولیت بزرگی را بر دوش ایشان گذاشته است تا ایران و ایرانی را با توانایی های فردی خودشان و متکی بر این پشتوانه و سرمایه ی تاریخی و فرهنگی به ارث رسیده، از این بختک نحس و بدشگون را که همین نیروهای به اصطلاح مخالف که در واقع در به قدرت رساندن همین تبهکاران اسلامی شریک و سهیم بودند، نجات دهند
و از این جهت است که ایشان فروتنانه با همه ی این پشتوانه ی عظیم تاریخی و فرهنگی و امروز حمایت اکثریت ایرانیان، دست خودشان را سخاوتمندانه و فروتنانه دراز کردند و از همه ی نیروها می خواهند که امروز مشکل ما تعیین نوع نظام و اختلاف بر سر آن نیست و اگر ریگی در کفش ندارید باید حول محور سرنگونی و امروز در کمپین نه به جمهوری اسلامی متحد شوید و اختلافات حول نوع نظام آینده را به فردای سرنگونی حکومت تبهکاران اسلامی محول کنید
در واقع شاهزاده رضا پهلوی در این فایل صوتی می خواهند بگویند که اگر ایرانی هستید و اندکی وجدان ایرانی در درونتان هست باید این دست سخاوتمند دراز شده را به خاطر رهایی ایران و ایرانیان بفشارید و متحد گردید و گرنه ادعای شما مبنی بر آزادی خواهی و دموکراسی دوستی، یک پول سیاه ارزش ندارد
زیرا اگر به آزادی معتقد هستند باید این آزادی و اختیار را برای ملت ایران، هم امروز و هم در فردای سرنگونی معتقد باشند و احترام بگذارند
و یا اگر دموکراسی خواه هستند باید این دموکراسی و آزادی انتخاب را برای ملت ایران چه در امروز و چه در فردای سرنگونی، معتقد باشند و احترام بگذاند
از این جهت است که شاهزاده رضا پهلوی برای نزدیک کردن نیروهای مخالف حول محور سرنگونی تبهکاران اسلامی، یکبار دیگر نهاد و یا سامانه پادشاهی را که بیش از دو هزار و پانسد سال قدمت دارد، به ملت ایران پیشنهاد می کنند تا بعد از سرنگون کردن تبهکار اسلامی، برای تثبیت و یا عدم ابقای آن به رای عمومی بگذارند تا سیه روی شوند هرکه در او غش باشد
حال این گوی و این میدان
و باید دید این این گروه و سازمان های به اصطلاح مخالف، آیا قدمی به جلو می گذارند یا نه؟
اینجاست که می شود با این فایل صوتی شاهزاده رضا پهلوی، درون ذهن و درون ناخالص این کسان را که امروز خواب های پنبه دانه ی شترگونه می بینند، بیرون ریخت تا ماهیت آنها برای همیشه در تاریخ ایران ثبت شود
خوشا به حال آنکس که هسته مرکزی این پیام را می گیرند و درک می کنند و یک قدم به جلو گام می گذارند تا سرنگونی تبهکاران اسلامی را تسریع کنند
و بدا به حال آنکسانی که همیشه در تاریخ و از نگاه ملت ایران رفوزه بودند و باز رفوزه می شوند
در پایان جا دارد به این موضوع هم از نگاه خودم اشاره کنم که به باور من هیچ کس نه توان و اراده آن را دارد که بدون رای اکثریت ملت ایران، سامانه پادشاهی و یا نظام پادشاهی و نظام جمهوری را پیشاپیش ملغی کند و نه توان این را دارد که از امروز بدون همه پرسی از ایرانیان در فردای سرنگونی تبهکاران اسلامی، نظام پادشاهی و یا جمهوری را تثبیت شده تعریف کند
حتا اگر این شخص شاهزاده رضا پهلوی باشد که امروز وارث به حق تاریخ و فرهنگ پادشاهی است
زیرا نوع نظام و یا نهاد پادشاهی و حتا جمهوری مقوله ای نیستند که یک فرد به دلخواه خودش ابقا و یا ملغا کند
ولی شاهزاده رضا پهلوی طبق قانون حقوق بشر مثل هر شهروندی از این حق و حقوق فردی و انسانی برخوردار هستند که برای آینده فردی خودشان تصمیم بگیرند، آیا می خواهند جمهوریخواه باشند یا پادشاهی خواه
و مهم تر اما این است که در این تصمیم گیری به رای ملت ایران احترام بگذارند و در فردا هر مسئولیتی که ملت ایران به ایشان محول کردند، شانه خالی نکنند
چون خودشان بارها گفتند و نوشتند که دنبال پست و مقام نیستند اما اگر در فردای سرنگونی، ملت ایران هر مسئولیتی از ایشان بخواهند و یا به ایشان واگذار کنند، در خدمت مردم هستند
به باور من ایشان در این فایل صوتی که رسمیت سندی ندارد، حرفی جدیدی نزدند
زیرا ایشان در این چندین سال اخیر، بارها گفتند و نوشتند که اگر در یک انتخابات آزاد و همه پرسی، ملت ایران نظام جمهوری را بر نظام پادشاهی ترجیح دهند، به هشتاد در سد از آرزوهایشان رسیده اند
بنابراین به ایشان باید حق داد که در فردا اگر ملت ایران سامانه ی پادشاهی یا نظام پادشاهی را بر جمهوری ترجیح دادند، شاهزاده رضا پهلوی تنها گزینه ی این سامانه باشد و در این حق داشتن نیز، اگر ایشان به هر دلیلی این مسئولیت را نپذیرند گزینه اصلی باقی مانده خانواده پهلوی است که به مدت پنجاه و سه سال در خدمت بی دریغ و بی همتا به ایران و ایرانیان، کارنامه زرینی را در تاریخ ایران ثبت کردند
باشد که با این نوشته دوستان جمهوریخواه با این سخاوتمندی و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی، قدمی به جلو بگذارند و حول محور ایشان جمع شوند تا بتوانیم با هم و در اکثریت مطلق مان تبهکاران اسلامی اسلامی را سرنگون کنیم
همچنن پادشاهی خواهان به نگاه و نظر و اختیار شاهزاده احترام بگذارند که هر طوری را که به صلاح ملت ایران می دانند، عمل کنند
و به باور من درست می گویند که نباید ایشان را در قفس گرفتار کرد و پر و بالش را قیچی نمود
بلکه امروز باید توفنده و شورشی قدم به جلو بگذارند و فروتنانه فقط برای نجات ایران و ملت ایران از هر طریقی که خود تشخیص می دهند، گام به پیش بگذارند
زیرا ملت ایران در اکثریتشان این مسئولیت و مشروعیت را به ایشان داده است
بنابراین شرط و شروط گذاشتن برای شاهزاده رضا پهلوی موقوف
احمد پناهنده
هیجده ماه مارچ سال دوهزار و بیست و یک

نگاهی به پیدایش » نوروز » و فلسفه آنفردوسی نامدار و پاسدار ِ سخن پارسی در اثر جاودانه و یگانه اش شاهنامه می فرماید:جمشید شاه از پادشاهان پیشدادی ِ ایرانی، پس از کیومرث شاه، هوشنگ شاه و تهمورث شاه است که برای سر وُ سامان و سازمان دادن به کشور و بر قرار کردن نظم و نظام در جامعه و تربیت مردم، کوشش های ِ جانانه و خردمندانه ی فراوان کرد.هم او بود که با هوش و هوشیاری ِ خرد مندانه اش، مردمان ِ سرزمین ایران را به چهار طبقه تقسیم کرد:ا – آموزان ( آموزگاران ) 2- نیساران ( لشکریان )3 – نسودیان ( کشاورزان ) و 4- اهنو خویشان ( پیشه وران )جمشید شاه نخستین کسی بود که تقسیم کار را در جامعه باب و برقرار کرد تا از این طریق و تقسیمات، هر کسی متناسب با توانایی و استعدادش بتواند باری را از ارابه تکامل ِ جامعه بدوش بکشد.او می سراید:نخست آلت جنگ را دست برددر نام جستن به گردان سپردبه فرّ کیی نرم کرد آهناچو خُود و زره کرد و چون جوشناالی آخرآری، این جمشید شاه بود که کشاورزی و ساختن آلات و ابزار جنگی و خانگی را به مردم آموزش داد. از معادن ِ کانی، فلزات را جهت ساختن ابزار استخراج کرد. از گیاهان دارویی، دارو ساخت و در امر پزشکی برای مداوای بیماران از این داروها سود جست.از برکت این نوآوری و پیشرفت، رفاه و سلامتی را در جای جای ِ جامعه گسترش داد و امنیت اجتماعی را در مدار ِ بالا بلند ِ زندگانی ِ مردم تثبیت نمود.پس از فراغت از این نوآوری و رفاه و امنیت اجتماعی بود که خود را برای جشنی فراگیر و شادی آفرین آماده کردهمه کردنی ها چو آمد به جایز جای مهی برتر آورد پایبه فرّ کیانی یکی تخت ساختچه مایه بدو گوهر اندر نشاختکه چون خواستی دیو بر داشتیز هامون به گردون برافراشتیچو خورشید تابان میان هوانشسته برو شاه فرمانرواجهان انجمن شد بر آن تخت اوشگفتی فرو مانده از بخت اوبه جمشید بر گوهر افشاندندمر آن روز را روز نو خواندندسر سال نو هرمز فرودینبر آسوده از رنج روی زمینبزرگان به شادی بیاراستندمی و جام و رامشگران خواستندچنین جشن فرّخ از آن روزگاربه ما ماند از آن خسروان یادگارهمانطوریکه ملاحظه می کنیم این یادگار ِ خجسته و همایون، از روزگار ِ جمشید شاه به ما به ارث رسیده است. و تا امروز- نوروز- این سنت دیرینه و دیرپای، علی رغم هجوم و شبیخون ِ بیگانگان و بیابان گردان در کشتار ملت و ویرانی ایران و سوزاندن کتابها و کتاب خانه ها و آثار ذیقیمت فرهنگی نتوانسته اند نام و نشان این مردم را با سنت های پایدارشان از صفحه روزگار بزدایند.کف آلوده دهَنان در طول تاریخ ِ اشغال گری شان، نعره های شوم ِ محو ِ سنن ِ زندگی ساز و شادی آفرین ایران را، چون چهارشنبه سوری و نوروز و سده و مهرگان، نفیر کشیدند. اما به کوری چشم این ضد سُرور و سورچرانی و شادی و شادمانی و شادخواری و شادکامی، این سنن باستانی و ملی هر بار سمندروار از خاکستر ِ آتش، برخاسته و آتش به هستی این بیگانه پرستان و ایرانیان به ظاهر ایرانی زدند.***گفتنی است که میزان ویرانگری و تخریب هویت و فرهنگ و سنن ایران وُ ایرانی به حدی بود که نیاکانمان را واداشت تا برای حفظ آثار باقی مانده از دوران مجد و شکوه ایران و ایرانی از تعرض بیانگردان و راهزنان ضد آبادی و شادمانی، آنها را با نامهای دین وارداتی ِ سامی بیامیزند.چنانکه تاریخ گواهی می دهد، سعدابن ابی وقاص پس از وارد شدن به تیسفون: » فرمان داد تا در شهر مسجدی بسازند و از آن پس به جای آتشگاه و باژ و برسم و زمزمه در این شهر بزرگ که سالها مرکز موبدان و مغان بود، جزء بانگ اذان و تهلیل و تسبیح چیزی شنیده نشود.»هر چند این تصمیم نیاکان مان برای حفط آثار باقی مانده، سبب ساز حفاظت از میراث فرهنگی گشت اما چنین رنگ و لعابی به این ارزشها در درازمدت باعث شد که جدا سازی بسیاری از سنن ملی ایرانی از سنن بیگانگان دچار مشکل شود.مثلن برای حفظ آرامگاه کورش بزرگ آن را قبر ِ ام النسا و یا مقبره مادر سلیمان خواندند و یا آتشکده ی آذرگشنسب و تحت جمشید را تخت سلیمان نامیدند. بطوریکه در تغییر این نام ها به قدری افراط شد که در قرن چهارم نویسندگانی چون ابن حوقل در کتاب صورت الارض و استخری در مسالک و الممالک و در قرن پنجم ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه عن القرون الخالیه و ابن بلخی در فارسنامه و محمد بن محمود بن احمد طوسی در کتاب عجایب المخلوقات و غرائب الموجود خود را مجبور دیدند که انتساب تخت جمشید را به سلیمان تکذیب کنند.توضیح:البته یکی کردن جمشید و سلیمان پس از حمله اعراب بی علت نبوده است. زیرا جمشید و سلیمان هر دو شاه و به تعبیری پیام آور بودند.هر دو تخت جواهر نشان ساختند.هر دو کارهای خارق العاده انجام دادند.هر دو به آسمان رفتند.منتها تخت جمشید را دیوان به دوش کشیدند و قالیچه سلیمان را باد به حرکت در آورد.هر دو از قدرتی که منشاء اهورایی داشت، بهره مند بودند.هر دو بعداً از لطف خدا دور شدند.یکی به سبب غرور و خوردن گوشت و دیگری به سبب ازدواج با دختران غیر سامی و بی عدالتی.بنابر آنچه در بالا آمد، ایرانیان با نبوغ فکری برای حفظ آثار باستانی و ملی و پاسداری از میراث فرهنگی با چنین شگردهایی توانستند آنها را حفظ کنند. هرچند در دراز مدت آسیب های فرهنگی هم دیدند.***همانطور که در بالا آمده است، نوروز بیگمان منطقی ترین و دل انگیز ترین جشن ها، برای اثبات آغار سال است. زیرا نوروز با عید و جشن طبیعت و جوان شدن دشت و دمن و کوه و کوهسار و آبشار و جویبار و برابری شب و روز همزمان وهماهنگ و همساز و دمساز است.همچنین نوروز و آغاز تحویل سال با اعتدال ربیعی همراه است و آن هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار می گیرد و روز و شب با هم برابر می شوند.نوروز عید ِ طبیعت است که پس از خواب زمستانی بیدار می شود و لباس کهنه را به دور می افکند و جامه نو می پوشد.نوروز همچنین، عید تعادل ِ طبیعت در مدار منظومه شمسی است و به پاس چنین تعادلیطبیعت ِ گل افشان و سبزه پوشان لاله ها را در لاله زارانآبشاران را در کوهسارانو جویباران را در چمن زاران زندگی می بخشد.به همین منظور ابوریحان بیرونی در » التفهیم لاوایل صناعه التقویم » در باره رسوم پارسیان، اینکه نوروز چیست؟ می فرماید:» نوروز نخستین روز از فروردین ماه…و پیشانی سال نو است و ششم فروردین ماه نوروز بزرگ باشد.زیرا که خسروان بدآن پنج روز، حق های حشم ( خویشان و چاکران ) و گروهان بگذاردندی و حاجت ها روا کردندی و آن گاه بدآن روز ششم خلوت کردندی، خاصگان را و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است از زمانه و بدو ملک آغازید گردیدن.»و ادامه می دهد » به باور پارسیان در این روز، جهان هستی یافت و آفرینش آغاز گردید.»خیام در نوروزنامه می نویسد:» و گویند چون ایزد تبارک و تعالی بدآن هنگام که فرمان فرستاد که ثبات گیرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد، آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را برگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد بر تاریخ جهان را.»از دیدگاه دینی، مراسم جشن نوروز همیشه با خواندن جَشَن آغاز می شود و زرتشتیان پیش از دید و بازدید ِ نوروزی به » در مهر » و پرستشگاه های خود می روند و ستایش اهورامزدا را به جای می آورندشاهان هخامنشی در این روز در تالار آپادانا بار عام می دادند، نمایندگان کشورهای خارجی، استادان، گروه های مختلف به پیشگاه شاه بار می یافتند، هدیه می دادند و تحفه می گرفتند.داریوش بزرگ در نوروز هر سال به معبد بابل می رفت و دست رب النوع بابل را می گرفت.شاهان ساسانی با شکوه فراوان، نوروز را جشن می گرفتند. پادشاه با جامه ابریشمی در بارگاه می نشست و موبدان ِ موبد با سینی بزرگی که در آن، نان و سبزی و شراب و انگشتر و شمشیر و دوات و قلم و… بود با اسب و باز به پیش شاه می رفت و شادباشی به این عبارت می گفت:» شاها!به جشن فروردین به ماه فروردین، آزادی گزین بر داد و دین کیان!سروش آورد ترا دانایی و بینایی و کاردانیو دیر زیوی با خوی هژبرشادباش به تخت زرینانوشه خور به جام جمشید و آئین نیاکاندر همت بلند باشنیکو کاری و داد و راستی نگاهدارسرت سبز و جوانی چون خویداسب کامکار و پیروز به جنگتیغت روشن و کاری به دشمنبازت گیرا و خجسته به شکارکارت راست چون تیرسرایت آباد و زندگی بسیار باد» پس از چیرگی تازیان، در زمان بعضی از خلفای اموی و عباسی، جشن نوروز با شکوه برگزار می شده است. مثلاً آمده است که عمربن عبدالعزیز خلیفه اموی و معتضد خلیفه عباسی با تقلید از سنت ساسانیان، لباس زربفت می پوشیدند، روی تخت می نشستند و سپس یک تن خوش صدا و خوش قدم به نام » امیر نوروزی » یا » میمنت » پروای ورود می خواست و شادباش می گفت.در زمان دیلمیان، غزنویان و سلجوقیان هم جشن نوروز برگزار می شد.از زمان ساسانیان رسم بود که 25 روز پیش از نوروز بر روی هفت ستون گلی، غلات یا حبوبات می کاشتند و هرکدام محصولش خوب می شد، باور داشتند که آن محصول در آن سال خوب می شود. خانه تکانی، لباس نو پوشیدن، دید و بازدید و تبادل هدایا از سنتهای این عید است.سفره هفت سین یا هفت شین ( گویا درست تر است ) که اشاره به هفت امشاسپندان است…آتش، آیینه، اوستا، گلاب پاشی و نقل سفید، ظرف آب، آویشن، شاخه های سرو و مورد، پلوماهی، انار و آجیل همه مفاهیم نمادین ( سمبلیک ) داشتند.جشن نوروز به بسیاری از کشورهای اسلامی، تا مغولستان در آسیا و مصر و زنگبار در افریقا رفت. اکبر شاه در هندوستان در سال 1584 نه تنها جشن نوروز و مهرگان را با شکوه هر چه بیشتر جشن می گرفت بلکه گاهنامه ایرانی زرتشتی با نام های فروردین، اردیبهشت را جانشین نام های تقویم اسلامی کرد. پادشاهان عثمانی نیز نوروز را جشن می گرفتند.».***در غربت غریب غرب و شرق ایرانیان باورمند و عاشق به آداب و رسوم زندگی بخش نیاکانمان که سراسر شاد خواری و شاد خوانی و شاد رقصی و شاد گویی بوده است با جمع شدن در هیئت یک کنسرت و یا محفل َ رقص و آواز، شب های چهارشنبه سوری و نوروز را تا صبح به پایکوبی مشغول می شوند و با نوشیدن خون رگ ِ تاک، گونه ها را ارغوانی ِ عاشقانه نقش می زنند. با هم این دوبیت شعر را که از دل بر آمده است، بخوانیم:امشب ز شراب َ شهر َ یاران، مستمبا یار نشستم و به او، دل بستمای می، تو گواه باش که من از دل و جاناز شوق وصال َ رخ ِ او سر مستمپیمانه به دست، یار بغل، جرعه ای در کاممستانه دمی، لب به لب یار، به دست جامبر بستر ِ شب، سفره دل را بگشائیمشاداب برقصیم، بر این بام ِ سیه فامبطوریکه تاریخ باستان ایرانیان گواهی می دهد، سراسر زندگی مردم پهن دشت ایرانزمین بر بستر شاد خوانی و شاد خواری و شاد گویی و شاد رقصی، سفره شادمانی پهن کرده بود و غم را در سرسرای کاشانه نیاکانمان مکانی نبوده است و حتی در مرگ عزیزان خود لباس سفید می پوشیدند و باور داشتند که شادمانی فروخفته در عزیز از دست رفته را باید در زندگان شکوفا کرد. به همین مناسبت سراسر ایام سال را با جشن و سرور بدرقه می کردند.اما افسوس و صد افسوس با حمله تازیان به ایران، اعراب مهاجم ِ ضد فرهنگ ِ شادی و شادمانی، این فرهنگ غنی شاد را به ماتم و ناله و لابه و عزا تبدیل کردند. بطوریکه سکان دار این فرهنگ عزا از طایفه تازی شده، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که:»! ایرانیان جشن نوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس نو نپوشند! بر عکس عزاداری کنند تا مجوس از بین برود»اما بر خلاف خواست این از گورگریختگان تاریخ، مردم ِ با فرهنگ ایران، این جشن ها را به کوری چشمان ِ ذلت پرست و عزا دوست، زنده نگاه داشتند و امروز هم با شکوهی بی همتا آن را پاس و عزیز می دارند.بویژه از جشن های ملی، چهار جشن نوروز، مهرگان و سده، امروز هم با شکوه هر چه تمامتر در پهنددشت ِ بی کران سرای ایران زمین برگزار می شود و در کنارشان جشن های چهازشنبه سوری و یلدا با جلوه های خیره کنندهء چشمان، در هر سرایی و مکانی از ایرانیان، با شادی و شادمانی و شادخواری برگزار می شود.پیشاپیش نوروز دلفروز پیروز بر همه ی ایرانیان نیکوسرشت شاد باداحمد پناهنده

20 مارس 2021

نوروز ِ دلفروز ِ پیروز شاد باد

20 مارس 2021
نوروز ِ دلفروز ِ پیروز شاد باد
قسمت اول
مقدمه
بی هیچ گفتگو فرهنگ گوهرآفرین و سنن ِ سالار ِ ملی ِ ملت ِ ایران، سرشار است از جشن و سرور وُ شادمانی وُ شاد خواری وُ شاد گویی و شاد رقصی. و فرهنگ عزا وُ ماتم وُ مصیبت وُ گریه وُ سینه زنی وُ قمه زنی را در آن، جایگاهی نبوده و نیست.
زیرا ایرانیان در هرماه، یک روز را به مناسبت همنام شدن با ماه، جشن می گرفتند و شادی و شادمانی می کردند.
نام این جشن ها در تاریخ ایرانیان، فروردینگان، اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان، امردادگان، شهریورگان، مهرگان، آبانگان، آذرگان، دیگان، بهمنگان و اسپندگان ثبت شده است. بنابراین با برگزاری ِ این جشن های ِ ماهانه و در کنارشان جشن های با شکوه و دلفروز ِ نوروز و سده و یلدا و چهار شنبه سوری و . . . دیگر جایی برای ناله و ماتم ِ فرهنگ ِ گریه سالاران نبوده و نیست
وقتیکه نور وُ روشنایی وُ آتش، مظهر و نماد ِ عشق ِ شورانگیز ِ شادمانی
در شب ِ شراب ِ ارغوانی
در باور های فرهنگ ِ گوهرآفرین نیاکانمان در کهن دیار ِ جانان نقش بسته بود، بر تاریکی ها وتیرگی ها و سیاهی و ظلمت بوده است که دریده شوند و از جای جای ِ جامعه ی جانان، گور خود را گم کنند.
و بر خورشید روشنایی گستر بود که سفره ی نور و گرما را در دلها، طبق طبق عشق و شادابی و شادمانی پهن کند.
یادمان باشد که در کنار این جشن های ماهانه و جشن های بزرگ دیگر – اما – روز تولد زرتشت، پیامبر ِ خرد، در روز ِ خرداد از فروردین ماه یعنی روز ششم فروردین برگزار می شد و ابوریحان بیرونی از آن به عنوان نوروز بزرگ نام برده است و نیاکان زرتشتی ما و امروز زرتشتیان، این روز را با شکوه هر چه تمامتر جشن می گرفتند و می گیرند.
بد نیست بدانیم که در میان سی و یک جشن سالیانه، جشن های ملی و فرا ملی نوروز، سده، مهرگان، چهارشنبه سوری و یلدا، جایگاه ویژه ای در فرهنگ ِ گوهر آفرین ِ ایرانی داشته و هم اکنون دارد و ایرانیان در هر نقطه از گیتی این جشن ها را در اوج شکوهمندی ِ خیره کننده، در مداری بالابلند و با غروری بی همتا برگزار می کنند.
همچنین باید دانست که در بین این جشن های باشکوه و دلفروز که جان می بخشند و دلها را از شادمانی-شاداب- و چهره ها را از شراب ارغوانی بی تاب می کنند، اگر جشن های نوروز و تیرگان و مهرگان و دیگان که به مناسبت تغییرات طبیعی گردش زمین به دور خورشید صورت می پذیرد و با طبیعت همساز و خوش تر است.
اما جشن های سده، آذرگان، اردیبهشت گان و چهارشنبه سوری را با آتش دمسازتر است زیرا این جشن ها به پاس و احترام آتش برگزار می شدند و می شوند.
بی گمان آتش در نگاه و باور نیاکانمان همواره مظهر ِ پاکی، روشنایی، انرژی، صداقت، راستی و در رأس آنها دریدن تاریکی و تیرگی و تیره روزی بوده است. به همین منظور این عنصر اهورایی را که نمادی از چیرگی ِ نور بر تیرگی در زندگانی بشر خود را تثبیت کرده است، گرامی می داشتند و آن را نگهبانی و نگهداری می کردند. زیرا با کشف آتش، ارابه تکامل ِ اجتماعی در عرصه های مختلف زندگانی ِ بشر، شتابی در خور فهم انسان و زمان پیدا کرد و پاره های جگر زمین را برای پروراندن و توسعه ی ابزار و آلات، جهت رونق و رفاه اجتماع ِ انسانی، تغییر حالت داد.
از این رو است که نیاکانمان جشن هایی به پاس و احترام و قدسیت آتش برپا می کردند که تا امروز در جان و تن و خرد هر ایرانی زبانه می کشد و آن را گرامی و عزیز می دارند.
***
نوروز اما بی هیچ گفنگو، از زیباترین و شور انگیزترین جشن بشریت است که هماهنگ با جشن طبیعت و به تعادل رسیدن روز و شب در یک حرکت دورانی زمین به دور خورشید، با شادمانی و سُروری بی همتا، در پهندشت ایرانزمین و بیرون از چهارچوب جغرافیای ِ ایرانزمین اما در گستره ی فرهنگی ایران برگزار می شود.
به همین مناسبت ایرانیان برای بزرگداشت نوروز ِ نوآور و نورباور با سور ِ چهارشنبه سوری به پیشباز آن می روند و با آتش سوری، ناپاکیها و کدورتها و دشمنی ها را می سوزانند و با یگانگی و صافی و دوستی و آشتی، پا به منزل جوان کننده دیده و دل یعنی نوروز می گذارند و روزی نو از سال را در عرصه زندگی آغاز می کنند.
بنابراین باید سرود که
بهاران لاله زاران بر شما یاران همایون
نسیم ِ جویباران برشما یاران همایون
صدای ِ آبشار، رود ِ خروشان، باغ ِ میوه
درود ِ کوهساران بر شما یاران همایون
صفای باغ ِ گیلاس انگور وُ انارِ شهبار
سپاس ِ سبزه زاران بر شما یاران همایون
پیام ِ چایکاران جنگل ِ سبز باغ ِ نارنج
هوای ِ شالیزاران بر شما یاران همایون
سلام ِ برزگر در شالیزار عطر ِ گل ِ یاس
فضای دل نشین ِ شهر جانان بر شما یاران همایون
پیام ِ کوه ِ لیلا عطر ِ چای خون ِ شقایق
درود ِ دشت ِ باران بر شما یاران همایون
پیام سرخ ِ یاران ِ سفر کرده تو دلها
بهار ِ بی قراران بر شما یاران همایون
نگاه ِ شاد ِ دختر بچگان با رخت ِ تازه
درود ِ عیدی ِ نوروز ِ باستان بر شما یاران همایون
احمد پناهنده
درقسمت بعدی نگاهی می کنیم به پیدایش نوروز و فلسفه آن

رضاشاه روحت شاد

19 مارس 2021

رضاشاه روحت شاد
به مناسبت سد و چهل و سومین زادروز رضاشاه بزرگ
روز بیست و چهارم اسپندماه هرسال، زادروز ستاره ای است که اگر در آسمان ایران طلوع نمی کرد، ما امروز در ادامه ی دوران ِ تاریکی و تیرگی ِ تخم و ترکه ی ِ حسن خان اشاقه باش، روزگاری پر از درد و شکنج را همراه با فقر و عقب ماندگی و تحقیر سیر می کردیم
بیست و چهارم اسپندماه هر سال، زادروز قهرمانی است که بی هیچ گفتگو اگر نگوییم بر کاکل تمامی تاریخ ایران، دست کم بر کاکل تاریخ ایران پس از سقوط سلسله ایرانی ساسانیان بی همتا است
این بی همتایی از این نگاه بیشتر حائز اهمیت است که توجه داشته باشیم این قهرمان، بعد از سلسله ها و طایفه های عرب و ترک و تاتار، که بر ایران و ایرانی حکومت راندند، از دل و بطن ایرانی زاده شده است و تمام عیار ایرانی است
و چنین بود که این قهرمان در چنین روزی در گوشه ای از خاک ایرانزمین که نامش آلاشت سواد کوه می باشد و هست، در سد و چهل و سه سال پیش، دیده به جهان باز کرد تا با قد کشیدن خود ایران عقب مانده و متلاشی شده را از چنگال بیگانه پرستان و تجزیه طلبان خارج کند
و نیز هنگامیکه برای خدمت وارد قزاقخانه شد، آرام آرام از نزدیک با مناسبات سران قزاق و همچنین دولتمردان آشنا شد و در این آشنایی به خوبی دریافت که چگونه این افراد برای منافع اندک خود، ایران و ایرانی را زیر پای بیگانگان قربانی می کنند
او می دید هر روز که می گذرد، کشور ایران با ملتش در قعر نیستی نابود می شوند و فقر و عقب ماندگی از هر سو، هرگونه فکر و اندیشه و حرکتی را از آنها سلب می کند
پس هرگاه که با خود خلوت می کرد، در اندیشه اش فقط این پرسش جای می گرفت که چگونه می شود ایران و ایرانی را از این همه بدبختی و عقب ماندگی و فقر و تحقیر نجات داد؟
بعد به این نتیجه می رسید که چاره ای ندارد جز به انتظار روزی بنشیند که آن روز فرا رسد
آری
این قهرمان ما رضاشاه بزرگ است
و اوست که ابتدا با استوار کردن قامت خود، قامت شکسته ایران و ایرانیان را راست کرد
نیازی هم به گفتن و نوشتن نیست که دوباره بگوییم و بنویسیم که او وقتی که سکان کشتی طوفان زده و در حال غرق شدن ایران را بدست گرفت، چه خدمات ارزنده ای به ایران و ایرانی کرد
نیازی هم نیست که گفته و یا نوشته شود که او با اقتدار و صلابت و درایت ایرانی اش، هرگونه زیاده خواهی را از زیاده خواهان مانع شد و ایران تجزیه شده را در شمال و جنوب و غرب و شرق ایران، یکپارچه کرد
نیازی هم نیست که گفته و یا نوشته شود که این قهرمان، به ایرانیان و بویژه زنان ایران شخصیت داد، برایشان شناسنانه صادر کرد و به همه ی ملت ایران هویت بخشید
اما همیشه نیاز به گفتن و نوشتن است که اگر رضاشاه در سد و چهل و سه سال پیش طلوع نمی کرد، به یقین می شود گفت و نوشت که ایران با این جغرافیا در نقشه ی جغرافیای جهان جای نداشت
به یقین می توان گفت و نوشت، ایرانیان از هویت و شخصیت خود تهی بودند
به یقین می توان گفت و نوشت که اگر رضاشاه طلوع نمی کرد، ما ایرانیان، گم گشتگانی بودیم که جایی بنام میهن را بیگانه بودیم
و چنین است که بعد از غروب این قهرمان، وقتی که گرازان شب پرست در بهمن ماه منتهی به سال پنجاه و هفت بر ایران تاختند تا ایرانیت و ارزش های ایرانی را از ایرانیان تهی کنند
دوباره روح همیشه زنده ی رضاشاه در حنجره های پیر و جوان ِ ایرانی در هر خیزشی در جای جای ایرانزمین، در یک هارمونی دلنواز طنین انداز شد که فریاد می زدند
رضاشاه روحت شاد
یعنی ای شاه بزرگ ایران، تو زنده هستی و راهت ادامه دارد
و به یقین می توان سخن شد که امروز فقط این شعار است که به هر ایرانی نیرو و جرئت می دهد که هرگز تسلیم اشغالگران تبهکار و ارتجاع سرخ و سیاه نشوند
و هرگز به یاوه گویی های کسانی که دل در گرو بقای ِ اشغالگران تبهکار دارند، اهمیت ندهند
بلکه هربار و حتا بیشتر از همیشه، رساتر در هر خیزشی و یا هر مناسبتی این شعار کوبنده و زنده کننده دل و جان ایرانیان را فریاد بزنند تا گوش کَر همه یاوه گویان بترکَد
آری
شعار رضاشاه روحت شاد
یعنی ای شاه بزرگ
شما همیشه در ما و ایرانزمین زنده هستید و این زنده بودن شما به ما نیرو می دهد تا بتوانیم با این نیرو، تبهکاران را از هر مرام و نحله ای از جای جای ایرانزمین جارو کنیم و ادامه ی خدمات شما و فرزند ایرانسازتان را بعد از سرنگونی اشغالگران تبهکار اسلامی در مدار بالابلندتری، با صلابت ِ به ارث برده از شما ادامه دهیم
حال با این نگاه به یاوه گویان باید گفت و نوشت
شعار رضاشاه روحت شاد، شعاری است که ریشه در فرهنگ و تک تک سلولهای هر ایرانی دارد
و این ریشه هر روز در دلها و ذهن ها و افکار ایرانی عمیق تر جای می گیرد و می رود با نام رضاشاه، اینبار دودمان بیگانه پرستی و اشغالگری را از هر طیف و طایفه از ریشه بخشکاند
و چنین است که امروز بی هیچ استثنایی در هر خیزش ملی و میهنی، نام رضاشاه برجسته تر از هر شعاری در حنجره ها فریاد می شود و بر زبان جاری می گردد
به سهم خود به عنوان یک ایرانی به خود می بالم که پدری چون رضاشاه بزرگ دارم و می توانم در هر تند-پیچی و یا سختی ها با نام او نیرو بگیرم و با شعار رضاشاه روحت شاد از هر مانعی عبور کنم
سد و چهل و سومین زادروز قهرمان ایران ِ نوین رضاشاه بزرگ بر ملت ایران شاد و شادمان باد
احمد پناهنده
بیست و چهارم اسپندماه سال هزار و سیسد و نود و نه برابر با چهاردهم ماه مارچ 2021