باز هم زلزله، باز هم به خاک و خون نشستن ملت ایران، باز هم ویرانی ایران

14 نوامبر 2017

باز هم زلزله، باز هم به خاک و خون نشستن ملت ایران، باز هم ویرانی ایران

بعد از شنیدن این خبر دردناک، آنچنان در شوک و کابوس بسر می برم که قلم در دستم نمی چرخد و ذهنم برای بارش کلام، قفل شده است

آخر

خبر بسیار سنگین بود

به سنگینی البرز کوه

و سخت و دردناک بود

به دردناکی ِ دردهای انباشته شده ی ستمی که اسلام، بطور عام و مذهب شیعه در شکل خاص، بر تاریخ و فرهنگ و ملت ایران فرود آورد

و دردا و دریغا که امروز

این رهروان ِ

راهزنان ِ

بیابانگردان ِ بیگانه

در هر گوشه ای از ایران، بر ایرانیان ستم می بارند و ثروت زیرزمینی و روی زمینی و استعدادهای بی مانند انسانی و تاریخی و فرهنگی ایرانیان را، نه برای ایرانیان بلکه برای بیگانگان متجاوز به ایران و ایرانی، خرج می کنند.

در اوگاندا بیمارستان می سازند

برای حزب الله ِ تروریست پول و سلاح می فرستند

برای حوثی های آدمخوار یمن، از رنج و خون ِ سفره ی مردمان ایران، موشک می سازند

و برای سوریه و بشار اسد ضد بشر، نفت و میلیاردها دلار از کیسه ی ایرانیان هزینه می کنند.

دیروز دریاچه ی رضاییه را به حد خشکی رساندند

و دریاچه ها و آبگیرهای دیگر را بر اثر بی دانشی و تهی از احساس و وجدان ایرانی، خشک کردند

اما و صد اما وقتی که یک حادثه ی طبیعی، زمین کرمانشاه را لرزاند و زندگی چند صد نفر از هموطنان شریفمان را گرفت

دانه درشت ها و خرده و ریزهای اسلامی از مردم خواستند صدقه بدهند، تا این بلایای طبیعی نقصان پیدا کند

یکی دیگر می گفت که مسبب این زلزله بی حجابی زنان است

مرتجع دیگری می گفت، این زلزله هشداری است برای زلزله ی بزرگ ِ زلزال در آخرت که خودمان را آماده کنیم

شیخ حسن ابله هم گفت که این زلزله یک آزمایش الهی است

و هریک روضه ای عرعر کردند اما دریغ و درد، از اندکی یاری و کمک به ستم دیدگان و از دست دادگان مال و جان

استاندار کرمانشاه می گوید، یکی از مشکلات ما این است که کمبود آمبولانس برای حمل مجروحین داریم

و این در حالی است که همین روزها 800 آمبولانس را برای اربعین یک بیگانه و ضد ایران و ایرانی، به کربلا بردند تا از امت بدبخت و نادان سواری بگیرند و قلاده بر گردنشان ببنند و مثل سگ آنها را به این طرف و آن طرف بگردانند.

آری

زلزله کرمانشاه

هشداری است به ملت ایران و غفلت زدگان و نان به نرخ روز خوران بیمار اسلام زدگی

هشداری است برای بیداری

هشداری است که اگر همصدا نشوند و صدایشان را به فریاد تبدیل نکنند و از این شرایط جهانی که حکومت اسلامی را در همه سو، دهان بند و دست بند و پا بند زده است، بهره نگیرند

همان بر سرشان خواهد آمد که امروز بر سر کرمانشاه آمد

و باید بدانند و بفهمند تا این حرثومه های فساد و بیگانه پرستی در قدرت است، هیچگاه رفاه و شادی و خنده به سوی مردم، پنچره نمی گشاید.

باید بدانند و بفهمند که این دزدان و غارتگران ثروت ملی ایران، مشتی بیگانه صفت و بیگانه پرست هستند که هیچ دلسوزی و وجدانی برای ایران و ایرانی ندارند

اگر امروز و در این روزهای مناسب جهانی، انگشتان خودشان را مشت نکنند، مشت بیگانه پرستی قامتشان را می شکند و در خاک دفن می کند.

باید بیدار شوند و بفهمند که اگر خود برنخیزند، فردا کشورهایی که برای منافشان احساس خطر می کنند، جنگ را به داخل ایران می کشانند و آنگاه خسارات و صدمانی اندازه ناگرفتی باید بپردازند.

باید بیدار شوند و فهم کنند که هر گونه همراهی با حکومت اسلامی و ضد ایرانی در قدرت، یعنی کندن گور خود با ناخن خودش است.

باید بیدار شوند و بفهمند که رای دادن به هر مناسبتی به این ضد ایرانیان اسلامی، یعنی استقبال از ویرانی کشور و کشتار ایرانیان و خود است

و باید این مردمان ناآگاه و جاهل که امروز با پای پیاده برای اربعین یک بیانگرد ضد ایرانی، به کربلا می روند، بفمند که امروز در کمک نرساندن به زلزله زدگان کرمانشاه، با حکومت ضد ایرانی اسلامی همدست هستند و هیچ فرقی با سلمان پارسی های دیروز ندارند

و باید بدانند در فردای آزادی میهن ایرانی، ملت ایران این جاهلان و نادانان را نخواهد بخشید

آری

و من امروز غمگینم

گرچه چشمانم تر است

اما

اشکم در درون جاری است

و خون در جگرم

من امروز دردمندم

گرچه از ایران دورم

اما

نگاهم کرمانشاه است

و عشقم، وطنم

من امشب دلگیرم

گرچه از پدران و مادران داغدیده دور هستم

اما

با کودکان پرپر شده، پرپر شده ام

زیرا که یک پدرم

آه

ای کاش دستی داشتم که آنقدر دراز بود که تا به کرمانشاه می رسید

و می توانستم، آجری را از اجساد بردارم

ای کاش پایی داشتم که با حرکتی

پوزه ی این آخوندهای ضد ایرانی را می کوبیدم

تا هزیان گویی شان را در گلو خفه کنم

و ای کاش

قلبی می داشتم که هزاران بار تکثیر می شد و در سینه ی به خون خفتگان می تپیدم و دوباره زنده می کردم کرمانشاه را

کرمانشاه!

دستم خالی ست

قلب پر شورم برای شما می تپد

و با شما هزاران بار می میرم و زنده می شوم

دوستتان دارم مردمان کرمانشاه

دوستتان دارم

احمد پناهنده

14 نوامبر 2017


فرق بین مجاهدین و آخوندهای اسلامی

10 نوامبر 2017

فرق بین مجاهدین و آخوندهای اسلامی

دوستی در یک مهمانی، وقتی که صحبت از موضوعات روز پیش آمد، از من پرسش کرد که از نگاه شما:
فرق بین مجاهدین اسلامی و آخوندهای اسلامی در چیست؟
چون می دانست که من مجاهدین اسلامی را خوب می شناسم.
پیش از آنکه پاسخی بدهم ابتدا درنگی کردم و در چشمش نگاه شدم و با آگاهی کامل گفتم:
به باور من هیچ فرقی با هم ندارند، جز اینکه یکی معمم است و دیگری مکلا
اما هر دو از جنایتکاران و خیانتکاران اسلامی از نوع شعیه اثناعشری هستند، که در کارنامه شان جز خیانت و جنایت به تاریخ و فرهنگ و خاک و ملت ایران، اندوخته ای ندارند.
یکی در قدرت است و جنایت و خیانت می کند می کند و دیگری هنوز به قدرت نرسیده است، اما پرونده ای قطور از خیانت و جنایت و ایرانی کشی، در توشه و پوشه ی خود دارد.
اختلافشان نه بر سر اسلام و مذهب ارتجاعی شیعه اثناعشری، که یک دین و مذهبی بیگانه، متجاوز، خونریز و ضد انسانی هستند، بلکه فقط و فقط بر سر قدرت است
درست مثل دوران جنایتکاران ِ صدر اسلام چون علی و معاویه، و پسران و نوه هایشان، جنگ و جنایت و ایرانی کشی شان، فقط برای کسب قدرت بود و بس
هر دو در بیگانه پرستی، شهره ی آفاقند و حاضرند ایران را فدای اسلام خونریز و انسان کش خودشان کنند
هر دو ضد تاریخ، ضد فرهنگ و منافع ایران و ایرانی هستند. اما برای متجاوزین به ملت و تاریخ و فرهنگ ایران، سینه چاک می دهند و بر سر و کله و پشت بی مقدارشان تیغ می کشند و خونریزی را جشن می گیرند.
هر دو بویی از انسانیت و ارجمندی انسان نبرده اند که هیچ بلکه زنده هستند تا انسانیت و کرامت انسانی را بکشند
هر دو انحصار طلب، خودخواه، جانی و در تمامیتشان تروریست و انسان کش هستند.
یکی برای رسیدن به قدرت از سلاح فتوی که نوعی از ترور فیریکی انسانهای آزادیخواه است، استفاده می کند و دیگری چون از پایگاهی بین ملت ایران برخوردار نیست، با سلاح اهدایی تروریست های فلسطین و لیبی و عراق از سلاح گرم استفاده می کردند و پاسبان های امنیت کشور را زندگی می کشتند و تا دیروز هم ایرانی کشی راه انداخته بودند
در مقایسه ی این دو، مجاهدین به مراتب جانی تر و پست تر و ضد انسانی تر و ضد ایرانی تر هستند. البته این نگاه هیچ از بار جنایت و خیانت و انسان کشی آخوندهای اسلامی کم نمی کند. بلکه می خواهم بگویم:
مجاهدین در مقایسه با آخوندهای جنایتکار اسلامی چون از پایگاه اجتماعی برخوردار نیستند، اگر به قدرت برسند، فقط می توانند با کشتار بسی وسیع تر از حاکمان ضد اسلامی امروز و ترور، قدرت را چند روزی نگاه دارند.
مثل پل پوت در کامبوج
لنین و استالین در روسیه و ملل به زور پیوسته اش
کاسترو در کوبا
مائو در چین
انور خوجه در البانی
کیم ایل سونگ در کره ی شمالی
صدام در عراق
اسد در سوریه
و یک دوجین از این جنایتکاران تاریخ بشرت در جای جای این گیتی
و امروز این گروه تروریست و قاتلین مستشاران آمریکایی و افسران و پاسبانان امنیت اجتماعی ایران به درجه ای از استیصال رسیده اند که کاسه گدایی را به سوی پناه جویانی گرفتند که با هزاران مشکل و درد و بیماری خودشان را به اروپا و آمریکا رسانده اند
و وقتی که با پاسخ منفی این پناه جو ها روبرو می شوند با وقاحت تمام آنها را تهدید می کنند که اگر با ما همکاری نکنید، دیپورت می شوید.
عجبا
این موجودات هنوز هم نفهمیده اند که از نگاه ایرانیان، منفورترین جانورانی هستند که در تاریخ ایران چون انگلی روئیدند و درهمه ی شرایط فقط مزاحم آسایش و زندگی مردم هستند.
و امروز با پولهایی اهدایی صدام حسین که از سفره ی خون و چرک مردم عراق در حلقومشان ریخته شد، برای رونق بازار ورشکشته شان، پول در جیب کسانی می ریزند که با ایرانیان هیچ نسبتی ندارند.
برای همین است که متینگ چند صد نفره شان از افریقایی و بنگلادشی و پاکستانی و لهستانی و و و انباشته شده که ایرانیان در آن اندک شمارند.
حال این ناکسان تاریخ ایران، پناه جویان ایران را تهدید به دیپورت می کنند و مزاحم آسایشان می شوند
کافی است برای شناخت این قاتلین ایرانی و آمریکایی، از آنها پرسش کرد که در زندان آلبانی بر سر انسان های مفلوک و پوسیده چه می آورید؟
چرا درب زندان آلبانی را باز نمی کنید تا این بیماران و از رده خارج شدگان، زندگی را اندکی تنفس کنند و بفهمند که انسان هستند؟
از چی می ترسید؟
از جنایت و کثافتکاری های درون تشکیلاتی تان می ترسید؟
تا کی می خواهید این علیل شدگان را در چنگال ستمگرانه خودتان اسیر نگه دارید؟
شرم نمی کنید؟
خجالت نمی کشید؟
چی دارید به این پناه جوها در مقایسه با آخوندهای اسلامی عرضه کنید؟
خوب به این تصویر نگاه کنید و بعد خجالت بکشید
عباس برای ایران چه کرد که پرچمش را بر دوش می کشید؟
حسین و علی و محمد برای ایران و ایرانی چه کردند که سجده بر نام و خاکشان می برید؟
شما اگر ایرانی باشید باید در مقابل کورش بزرگ زانو بزنید که قبل از اسلام شما، حقوق ادیان و حقوق بشر را ارج نهاد
باید در مقابل آریوبرزن زانوی ادب به زمین بسایید که با جان و مال و خانواده ی خود در مقابل بیگانگان مقدونی جنگید و در راه ایرانش جان بدادند
باید در مقابل رستم فرخزاد سپهسالار یزدگرد شاهنشاه ایران، تعظیم کنید که با همه ی هستی اش از متجاوزین اسلام خونخوار از ایران و ایرانی دفاع کرد.
باید در مقابل رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه ایرانساز، سر خم کنید که به شما شخصیت و هویت داد
نه یک مشت راهزن بیابانگرد و متجاوزین به ناموس و خاک ایران و ایرانی
باید به پیروز نهاوندی یا ابولولو درود بفرستید که سردسته متجاوین اسلامی شما را در مدینه مجازات کرد
نه به حسین که مثل شما امروز فقط و فقط برای کسب قدرت، خودش و خانواده اش را تلف کرد. و یا در راس سپاهی به فرماندهی یکی از عرب های خونخوار به گرگان حمله بردند و مردم گرگان را قتل و عام کردند.
تا کی بیگانه پرستی و سر تعظیم فرود آوردن برای کسانی که به نیاکان تو و من و ما ایرانیان تجاوز کردند و خاک ایران را به توبره کشیدند و کشتار وحشیانه کردند.
شرم کنید و خجالت بکشید
هذیان هم حدی دارد
احمد پناهنده
برلین 10 نوامبر 2017