نقد ِ کوتاهی از یک بد آموزی

نقد کوتاهی از یک ید آموزی

«حمید اشرف برای من یک عاشق است. عاشقانه زیسته است و خوب زیستن را برای تمام هم نوعانش خواسته است. عاشق زیستن بوده و هیچگاه مرگ را ستایش نکرده است. فقط کسی که عاشق زندگی باشد، جانش را برای بهتر زندگی کردن دیگران هدیه می کند »

جملات بالا، نگاه یکی از شیفتگان ِ حمید اشرف است.
باید پرسید که حمید اشرف در طول عمر کوتاه اما سراسر جنایت و آدم کشی، چه دستاوردی برای جامعه ایران و و یا بهتر زیستن داشت؟
به باور من با همه امکاناتی که جامعه ی پیشرو در اختیارش گذاشته بود، راه انسان کشی را برگزید و پاسبانان حافظ ِ امنیت اجتماعی و یاران خودش را ترور کرد. و سر انجام در آتش کینه و انسان کشی، جانش را از دست داد.
اینکه امروز بیاییم بگوییم:
» او عاشق زیستن بود و جانش را برای زندگی کردان دیگران گذاشت»
حرفی بی نهایت مفت و ارزان است و به نظر می رسد نویسنده این عبارت هیچ درکی از زیستن و زندگی کردن ندارد.
آخر چطور می شود جان دیگران را بگیرید برای بهتر زندگی کردی عده ای دیگر؟
مگر آنانی که با گلوله های آدم کشی حمید اشرف و یارانش کشته شده اند، انسان نبودند و زندگی را دوست نداشتند؟
پس با این توضیحات کوتاه نتیجه می گیریم که حمید اشرف هیچ اعتقادی به زیستن و زندگی کردن نداشت و به همین جهت بود که راه کشتن زندگی دیگران را برگزید و سر انجام خودش هم در این انسان کشی ها، تلف شد.
باشد که با این مختصر، زندگی کردن و زیستن خود و دیگران را دوست بداریم و به زندگی و زیستن یکدیگر احترام بگذاریم.

چنین باد
احمد پناهنده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: