بوی ِ خوش ِ مرگ ِ حکومت اسلامی

Iranian opposition protesters flee during clashes with security ...

می دانیم که روز عاشورا یکی از روزهای اختصاصی ِ روضه خوانان حکومت اسلامی چه معمم و چه مکلا بوده است. این روز در درازی ِ تاریخ ِ مذهب ِ شیعه ی اثناعشری، همواره پناهگاه ِ مظلوم نمایی جهت خرافات پروری و در جهالت نگه داشتن مردم بخت برگشته خود را تثبیت کرده بود.

در واقع عاشورا و جدال نهیلیسم فردی بنام حسین برای تصرف قدرت، شناسنامه و بیمه نامه ی این از گوریختگان ِ زمان شده بود تا بتوانند بر بستر نا آگاهی مردم، انگل وار از سفره و خون آنان شکم فراخ ِ خودشان را در حد ترکیدن پر کنند و بترکانند.

وگرنه چه اهمیتی دارد که فردی از یک قبیله ی عقب افتاده که ربطی به ایران و ایرانی ندارد در یک نزاع خانوادگی و خویشاویندی برای تصرف قدرت کشته شود و بخشی از ملت ایران البته فقط از قشر بی سواد و نا آگاه، هزار و چهار صد و اندی سال به این سو در این روز خودشان را پاره کنند و از سر و جانشان خون جاری نمایند؟

اگر تا دیروز صحبت در این باره و باز گشایی گره های خواب آور و تهی کننده ی خرد انسانی ِ این مراسم ِ مسخره و ضد انسانی به کام ِ بسیارانی چون زهر تلخ می نمود. امروز اما ملت ایران در تمامیتش به چشم می بینند و با هستی خود حس می کنند که این جانیان حاکم هزاران بار جانی تر از آن یزیدی هستند که هر ساله در این روزها بر او می تازند و یا با یک مقایسه در می یابند که یزید صدها بار شریف تر و انسان تر از این نا انسانان بود. هر چند واژه شریف و انسانی برای این جانیان ِ تاریخ و امروز در سرزمین اهورایی ایران، توهین به این کلمات است. اما برای رسا کردن حرفهایم مسامحتن از آین واژه ها کمک گرفته ام.

و چنین بود که ملت بزرگ ایران در تداوم ِ مبارزه برای پیوند خوردن ِ هر بیشتر به اصل خویش ایرانی و رهایی از جانیان اسلامی در همه رنگش از ایلغار اسلام، حکومت اسلامی و مذهب شیعه عبور می کنند و همه ی دکان های خرافات پروری و مسخ کننده ی روح انسان ِ نا آگاه را بر سرشان خراب می کنند.

بی گفتگو روزهای تاسوعا و عاشورا و سپس شام غریبان از روزهایی هستند که برای جانیان در قدرت از قدسیت بالایی برخوردار بوده اند و طی این سالها با هزینه کردن میلیاردها تومان از ثروت ملی و خالی کردن جیب مردم برای بزک کردن هر چه بیشتر این روزهای سفله ساز و بنده پرور از هیچ کوششی دریغ نکردند و تا آنجا پیش رفتند که کودکان شیرخوار را در دست های مادران مسخ شده شان قمه ی جهالت بر فرق کودکانه شان بکوبند و خون و اشک از سر و چشم کودکان بی دفاع و بی گناه جاری کنند.

اما ملت شریف ایران در طی این سی ساله ی نکبت بار حکومت جانیان به این نتیجه رسیده است که برای رهایی از حکومت اسلامی باید همزمان از اسلام و مذهب شیعه عبور کرد و چنین روزهایی را بر سرشان خراب نمود و اهمیتی برایشان قایل نبود.

بیهوده نیست ملت ایران در این دو روز به جای عزاداری ِ هرساله و یا احترام گذاشتن به عزا داران در این روزها، توفنده به جای مساجد و تکایا به خیابانها آمدند و ومرگ حکومت اسلامی و اصل ولایت فقیه را فریاد زدند و از این روزها، شکوهمندانه عبور کردند و پشیزی برایشان اهمیت قائل نشدند.

بیچاره خاتمی که آمده بود روضه ی زینب بخواند و بر سرش بکوبد تا شاید با زاری کردن و اشک به چشمان مسخ شدگان آوردن بتواند اسلام و همین حکومت اسلامی را نجات دهد.

اما مردم در خیابانها مرگ بر ولایت فقیه و مرگ بر همه ی ارکان اسلامی را با صدایی به وسعت ِ طول و عرض جهان فریاد کردند تا به ایشان بگویند که مرگ فکری و عقیده تی شما هم در این روزها رقم خورده است.

موسوی و کروبی هم غایب این روزهای شکوهمند مبارزه ی ملت ایران بودند و نه از قبل از مردم خواستند به خیابانها بیایند و نه چنین خواستند که مردم در این روزها توی دهان اسلام و مذهب شیعه و حکومت اسلامی بزنند.

به عبارت دیگر مردم در این دو روز صف خودشان را از این حامیان به اصطلاح معتدل حکومت اسلامی جدا کردند و خود سازماندهی و رهبری چنین حرکت شکوهمند را به عهده گرفتند.

اکنون زمان آن رسیده است که در روزهای در پیش و بیشتر مراسم اسلامی و انقلاب اسلامی- ملت ایران- گنده واشها* را از چمنزاران ِ باغ سرسبز ایران و ایرانی در بیاورند و بدور افکنند تا زیبایی باغ در چشمان ایرانی وُ جهانی هرچه پر نشاط تر وُ تراوت انگیز تر شود.

وقت آن رسیده است که ملت ایران شجاعانه پس از این عبور شکوهمند از اسلام و حکومت اسلامی به رهبری اصیل ایرانی پیوند ِ بی مانندی بخورند که پشتوانه ی 57 سال سازندگی، رفاه، حیثیت اجتماعی، تاریخی و تمدنی را همراه تاریخ  . فرهنگ ِ پر شکوه پادشاهی از کورش تا یزد گرد سوم با خود حمل می کند.

پر واضح است که در تاریخ مبارزات ِ ملل جهان هیچ جنبشی بدون رهبری نتوانسته آخرین ضربه را بر پیکر ستمگر بزند و جان وُ جهانی از ملت ها را شاد و شادمان کند.

بنابراین لازمه ی یک جنبش پیروز داشتن یک رهبری ذیصلاح، با پشتوانه ی تاریخی، فرهنگی و تمدنی است که بیش از همه ایرانی و معتقد به آرای مردم و آزادی و رفاه ملت ایران در همه ی عرصه ها باشد.

فراموش نکنیم آنانیکه همین حکومت اسلامی را نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر می خواهند، دعوایشان نه علیه قوانین بنده ساز و ضد انسانی اسلام بلکه فقط علیه خامنه ای و احمدی نژاد است.

و این در حالی است که اسلام در هیچ جای جهان و تاریخ، هیچگاه به آزادی انسانها و ملت ها معتقد نبوده است و سراسر تاریخش گردن زدن و کشتن و خون جاری کردن گزارش شده است.

به همین سبب است که امروز این کسان برای نجات اسلام نه ایران وُ ایرانی دست به هر نیرنگی می زنند تا خواسته های جنبش ِ شکوهمند ملت ایران در حد ِ پس گیری رای و خلع ید از احمدی نژاد فرو کشند، بدون اینکه زخمی به اسلام وارد شود.

ولی ملت ایران را در سر، سودای دیگری است. پریروز عکس خامنه ای را لگد کوبان جشن گرفتند و بر لاشه اش رژه ی شادمانی رفتند. دیروز عکس ارتجاعمرد تاریخ ایران را در جلوی چشمان عاشقان ایران از تابلوها و معابر پایین کشیدند و تکه تکه پاره کردند تا تف تاریخی را بر روی او، راهش و رهروانش ببارانند و امروز میروند با بی اهمیت جلوه دادن و بی ارزش دانستن ِ این مراسم های ِ غیر ایرانی و ضد ایرانی، هم اسلام وُ مذهب شیعه را به جایگاه سزاوارش فرو کشند و هم از همه ی آنانیکه بیشتر درد اسلام دارند تا ایران، عبور کنند.

روزهای تاسوعا و عاشورا آغاز ِ این عبور ِ شکوهمند ِ ملت ایران از اسلام و حکومت اسلامی بود و می روند در روزهای در پیش هر چه بیشتر از این آلودگی تاریخی پاکیزه گردند تا ایران و ارزشهای ایرانی را بر بالای همه ی ارزشهای موجود بنشاند.

و چنین است که باید آغاز مرگ حکومت اسلامی را در سراسر ایران هر روز جشن گرفت وُ پایکوبی کرد تا غبار آلودگی اسلام از چهره ی ایران و ایرانی زدوده شود و انسان ایرانی پر نشاط وُ شادمان به خویشتن ِ ایرانی خود تمام عیار پیوند بخورند.

این بوی ِ مرگ حکومت اسلامی در شامه و جان وُ دل همه ی ایرانیان عطر افشان باد

در پایان مایل هستم که فرازی از نوشته ی قبلی ام را که این روزها را پیش بینی کرده بودم، با هم بخوانیم:

» . . . مراسم مرگ منتظری هم یکی از این روزها است که ملت ایران از شرایط ایجاد شده به فراست استفاده کرده و فریاد های ایرانی را بر سر اسلامیون و ارزشهایی که منتظری به آن دل بسته بود فرود می آورند.

بطوریکه می خواهند روزهای » تاسوعا و عاشورا» را بر سرشان خراب کنند و با شعارهای ایرانی بر چنین ارزشهای بنده ساز و بی مقدار بشورند.

فراموش نکنیم که این عبور تدریجی از حکومت اسلامی بر بستر آگاهی از فرهنگ ایرانی و پیوند خوردن به اصل خویش ایرانی دنبال می شود و گام به گام در روزهای ِ متعلق به حکومت اسلامی و همه ی دُم وُ دنباله هایش، گلویشان را می فشارد و با پیوند خوردن به رهبری اصیل ِ ایرانی با پشتوانه ی 57 سال سازندگی که ایران را از قعر عقب افتادگی ِ قاجاریه به قرن بیستم پرتاب کرد و ایرانی را از ذلت وُ خواری وُ عقب ماندگی بیرون کشید، حکومت اسلامی و روضه خوانان اسلامی و همه ی نا ایرانیان ِ به ظاهر ایرانی اما ضد ایران را به جای سزاوارش فرو خواهد کشید.

روزهای در پیش اثبات این نگاه را در تاریخ ثبت خواهد کرد.«

بر گرفته از نوشته ی این قلم تحت عنوان » عبور از اسلام و حکومت اسلامی «

* علف ِ هرزه را در گویش گیلکی گنده واش می گویند

نویسنده: احمد پناهنده

http://www.apanahan.blogfa.com

a_panahan@yahoo.de

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: