اندکی هم در باره ی عباس امیر انتظام

12 ژوئیه 2018

 

Bild könnte enthalten: 2 Personen, Bart, Hut und Nahaufnahme

اندکی هم در باره ی عباس امیر انتظام

در خبرها آمده است که او هم این جهان را وا نهاد و رفت
بسیاری هم شور وفتور کردند و اندر سجایا و مبارزات ایشان، قلم بر کاغذ گذاشتند
حتا، نیروهای چپ کمونیستی، که دست در دست حکومت تبهکار اسلامی، که زمانی امیر انتظام سخنگوی آغازین این حکومت بود، برای محاکمه او از هیچ تلاشی که هیچ حتا اعدام او، فروگذار نمی کردند، امروز گریبان ها پاره کردند و اندر مبارزه و اخلاق او، سخن های ارزان و پوچ هوا کردند.
اینکه ایشان در حکومت تبهکار اسلامی، از عاشقان و دلبستگان این حکومت و بویژه شخص بازرگان مرتجع بود، جای هیچ شک و شبهه و یا پرسشی نیست
اما باور دارم که او بی گناه، زندانی و محاکمه شد و آقای بازگان او را برای تحکیم حکومت تبهکار اسلامی، قربانی کرد
من به عنوان یک شهروند ایرانی، هیچگاه مبارزات نسبت داده شده به ایشان را از نگاه ایرانگرایی خود، نه می پسندم و نه هیچ ارزشی برایش قایل هستم
زیرا
ایشان در آن زمان که تیغ ِ شمشیر خونریز حکومت ِ دلخواهش به نخست وزیری بازرگان، گردن دلاوران ارتش پادشاهی و پایوران سیاسی آن نظام را گردن می زد، سکوت کردند و هیچگاه، کلامی در محکومیت تبهکاران اسلامی و تیغ بدستان، به لب تر نکردند، که هیچ حتا به نمایندگی از بازرگان، طبق گفته ی خودش، برای نزدیگی و پای بوسی خمینی، بیست حلسه دو ساعته با بختیار از یاران هم جبهه ای خودشان داشت تا او را متقاعد کند که مثل خودشان به پابوسی خمینی به زیر درخت سیب در فرانسه بروند
به معنای دیگر
ایشان، خمینی و بازرگان را به رفیق سازمانی خودشان، بختیار ترجیح دادند
ایشان حتا در بیمارستان، به عیادت جلاد حکومت تبهکاری اسلامی، محمدی گیلانی، که حکم اعدام خودش را صادر کرده بود، رفت و از او دلجویی کرد. و این در حالی است که تا روز مرگش، هیچگاه حاضر نشد از گذشته ناشاد خود که در جهت تخریب ایران و صاف کردن راه برای به قدرت رسیدن خمینی، از ملت ایران پوزش بخواهد بلکه هماره و همیشه، در هر شرایطی، نظام گذشته را که در آن در صدر نشسته بودند و قدر درو می کردند، ملامت کردند
و این در حالی است که به گفته خودش، بازرگان رئیس دانشکده فنی دانشگاه تهران بود و ایشان هم یکی از دانشجویان او
ایشان هیچگاه نگفت و از خود و گذشته سراسر ضد منافع ایران و ایرانی، سخنی به لب تر نکرد که:
چگونه و چرا که بازرگان رئیس دانشگده فنی دانشگاه تهران، می خواست اسلام سیاسی را جایگزین نظام عرفی ِ پادشاهی کند و در این راه از تروریست های مجاهدین هم حمایت کرد؟
و این در حالی است که همین بازرگان با حمایت رضاشاه بزرگ و از بودجه ملت ایران، به فرانسه فرستاده شده بود تا درس بخواند و برای ایران و ایرانی، تاکید می کنم برای ایران و ایرانی
نه اسلام و امت اسلامی، کار کند
و دردا که همین امیر انتظام بنا به گفته خودش، برای تخریب ایران و تضعیف نظام پادشاهی، در جلسه ی نهضت آزادی به رهبری بازرگان، داوطلب می شود که نامه ی نهضت ضد ایرانی بازرگان را بدست ریچارد نیکسون، معاون ریاست جمهوری آمریکا برساند و می رساند
تازه، با ژستی غیر اخلاقی و حتا عیر انسانی که محلی از اعراب ندارد، مدعی می شود که ممکن بود بعد از رساندن این نامه به نیکسون، اعدام شود
در حالی که به گواهی تاریخ، هیچ کس از این جبهه که به اصطلاح فعالیت سیاسی و اسلامی داشتند، اعدام نشدند که هیچ و بیشترشان در مصدر کارهای مدیریتی کشور بودند
البته باید شرمگین باشد و باشند که در حکومت اسلامی خودشان، از آغاز تا امروز، فقط تیغ برهنه ی اسلام ایرانی کشان و دشنه ی کینه ورزان ِ به اصطلاح میلیونی، مثل خودش، بر گردن ایرانی فرود می آید و یا در قلب ایرانیان فرو می رود.
خلاصه می کنم و در پایان برای ثبت در تاریخ می نویسم که:
امروز، هرکسی که ادعای ایرانی بودن دارد و دلش برای ایران و ایرانی می سوزد
باید موضع خودشان را نسبت به خودزنی سال پنجاه و هفت و به قدرت رساندن رجاله گان اسلام تبهکار، روشن کنند که:
آیا آن شورش کور و خودزنی سال پنجاه و هفت را نا لازم می دانند یا نه؟
اگر نا لازم نمی دانند، باید در دست داشتن همه شان چه قلمی، چه درمی و یا قدمی و کرمی، در دست همین حکومت تبهکار، ذره ای شک نکرد
و اگر نا لازم می دانند، باید در پیشگاه ملت بزرگ و شریف ایران، زانوی ادب به زمین بسایند و از گذشته ناشاد و نا شکیبا و نا ارجمند خود، پوزش بخواهند و برای جبران کم کاری ها و یا بد کاری ها، دست اتحاد به سوی ایرانگرایان واقعی دراز کنند و دور شاهزاده رضا پهلوی حلقه بزنند که امروز، به تنها امید ملت ایران تبدیل شده
و شعارشان، پاینده ایران و ملت ایران است
همین

احمد پناهنده
12 ماه ژوئیه 2018

Advertisements

راه نجات کشور، نه فقط عزل خامنه ای بلکه سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی است

8 ژوئیه 2018

 

Bild könnte enthalten: 2 Personen, Bart und Brille

راه نجات کشور، نه فقط عزل خامنه ای بلکه سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی است

در خبرها آمده است که یک مجنون حکومت تبهکار اسلامی بنام قدیانی اظهار لحیه کرده است که «راه نجان کشور، عزل خامنه ای است» نه سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی با همه ی نحله ها و و سینه چاکانش مثل خودش و کدیور و یک دوجین از این نا ایرانیان به ظاهر ایرانی
خیر مردک مرتجع و ضد ایرانی
واضح و روشن است که چرا تو امروز دست به قلم بردی و خامنه ای را نشانه رفتی.
زیرا صدای ملت سرفراز ایرانی را در جای جای ایرانزمین شنیدی که فریاد می کنند مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر خامنه ای
رضا شاه روحت شاد
ملت که شاه ندارد، حساب و کتاب ندارد
یا
رضا رضا پهلوی
بنابراین بعد از در آب نمک خوابیدن و برای این روزها آمدن شدن، بیایی و اظهار لحیه کنی که:
«راه نجات کشور، عزل خامنه ای است»
فضیلت نیست
زیرا
ملت ایران فریاد می زنند
ای شاه ایران، برگرد به ایران
معنی اش این است که ملت ایران می خواهند سر به تن حکومت تبهکار اسلامی در تمامیتش، حتا افرادی مثل شماها که در آب نمک خوابانده شده اید، نباشد
شیر فهم شدی مردک مرتجع و ضد ایرانی؟
دیروز وقتی صدای خرد شدن استخوان های حکومت تبهکار اسلامی را در تمامیتش، در خیرش دی ماه شنیده بودی، برای کند کردن و یا بی اثر کردن این این خیزش و اعتراضات مردم ایران، با رجاله هایی چون مخمل باف بخوانید مهمل باف
شیرین عبادی
کدیور
نرگس محمدی
و و و
بیانیه ی رفراندم را در همین حکومت تبهکار امضا کردید و خواستید برای حکومت جنایتکار اسلامی وقت بخرید
امروز هم که اعتراضات ملت ایران با تحریم های جهانی و مخالفت ها و سخت گیری های دول همسو با منافع ملت ایران، شدت گرفته و گسترده تر است، برای نجات دادن حکومت تبهکار اسلامی که همه ی شما در تمامی جنایت ها و خیانت های این حکومت تبهکار همدست هستید، می خواهید فقط شخص خامنه ای را قربانی کنید
خیر مردک مرتجع و ضد ایرانی
ملت ایران، تاکید می کنم ملت ایران، هیچ نحله و یا فرقه ای از حکومت اسلامی را بر نمی تابد
چه از نوع اصلاح طلبی باشد
چه از نوع اصول گرایی
و چه از نوع مجاهدین ضد ایرانی و تروریستی
ملت ایران فقط می خواهند به تاریخ و فرهنگ پادشاهی خودشان و یا به عبارت روشن تر، به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی شان گره بخورند
همین
حال تو بیا پاددشاهی خواهان را در کنار مجاهدین خلق تروریستی و ضد ایران که منفورترین گروه در تاریخ ایران که هیچ، حتا بدتر و شنیع تر از آن اسلامی ِ ضد ایرانی است، در کنار آزادیخواهان و ایران دوستان پادشاهی بگذار و مثل همه ی تبهکاران اسلامی از بام تا شام، فحش و توهین نثارشان کن و در چشمان مردم خاک بپاش
و دیر نخواهد بود که ملت ایران، در دادگاه عدالت، گوش های شما را در برابر چشمان تاریخ خواهند پیچاند و آن روزها را در دلش ثبت و ضبط خواهد کرد
چنین باد
احمد پناهنده
هشتم ماه ژوئیه 2018
توضیح:
برای آندسته از مخاطبینی که ابوالفضل قدیانی را نمی شناسند، به اطلاع می رسانم که او در نظام گذشته از سینه چاکان خمینی بود و با جنایتکاران هئیت موتلفه همکاری داشت و در همین رابطه با عمکرد ضد ایرانی اش به زندان افتاد و بعد از زندان، با رجاله گانی از قماش خودش چون مخمل باف و تاج زاده بهزاد نبوی و و و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و تا امروز در کنار حکومت تبهکار اسلامی دستشان در جنایت و خیانت به ملت ایران و ایران، آلوده است
البته یک تقسیم کاری بین آنها وجود دارد که عده ای از آنها زندان می روند تا سپید نمایی کنند
اما در تندپیچ ها، همیشه به عنوان چوب زیر بغل و ستون خیمه حکومت تبهکار اسلامی عمل می کنند و اعتراضات و خیزش ملت ایران را بر علیه حکومت تبهکار اسلامی محکوم می کنند


دو سناریوی وزارت اطلاعات حکومت تبهکار اسلامی

8 ژوئیه 2018

دو سناریوی وزارت اطلاعات حکومت تبهکار اسلامی

برای ترساندن مردم از سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی، وزارت اطلاعات این حکومت ضد ایرانی، دو سناریو را پا به پای هم، در حلقوم گماشتگان خود، حال چه با مزد و یا چه بی مزد، در حنجره ی آنها، در داخل و یا خارج صدا می شود، تا ملت ایران را از سرنگونی اش، بترساند.
بگذریم که در کنار این دو سناریو، سوریه ای شدن ایران، در سرنگونی حکومت جنایتکار و خیانتکار را عرعر می کنند، که تا امروز ملت ایران اهمیتی به ترهات آنها نداده است و هر روز مصمیم تر، در جای جای ایرانزمین، با اعتراضات و اعتصابات خود، مرگ حکومت تبهکار اسلامی را در تمامیتش فریاد می زنند
اما در کنار موضوع سوریه ای شدن ایران، بعد از سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی، دو سناریو از همه برجسته تر است.

1- سناریوی تجزیه طلبی

حکومت تبهکار اسلامی، به خوبی می داند که حس ناسیونالیستی ایرانیان، بسیار پر زور است و هیچگاه اجازه نخواهند داد کسانی و یا ناکسانی، چشم طعع به چهارچوب ارضی ایران کند.
پس برای ترساندن ملت ایران، این سناریو را هربار از زبان گماشتگان وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، رسانه ای می کند تا آهنگ سرنگونی را کند کنند.
برای این کار، نوک حمله شان را متوجه شخصیتی کردند که امروز به عنوان تنها شانس و تنها امید ملت ایران برای عبور از حکومت تبهکار اسلامی در تمامیتش، نه با خشونت بلکه در یک کارزار مبارزه نافرمانی مدنی است
آری درست فهمیدید
حمله و هجوم این گماشتگان بی مقدار وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، به سمت شاهزاده رضا پهلوی نشانه رفته است
چرا؟
وزارت اطلاعات حکومت تبهکار نیک می داند که شاهزاده رضا پهلوی، امروز به نماد ملت ایران در همه ی عرصه ها، چون تاریخ و فرهنگ و چهارچوب ارضی و دریایی و هوایی و نماد اتحاد و سخنگوی ایرانیان تبدیل شده است
بنابراین برای آنکه چهره این شخصیت نامدار و سمبل رهایی ملت ایران را خراب کنند، ایشان را به تجزیه طلبان می چسبانند تا این پیام را به مردمان ناآگاه برسانند که شاهزاده رضا پهلوی، دستش در دست تجریه طلبان است.
آیا چنین است؟
به باور من به عنوان یک شهروند ایرانی، که جان و جهانم از عشق به ایران در تمامیش لبریز است، باید اعتراف کنم که در شطرنج سیاسی ِ شخصیت ها و سازمان ها و احزاب، شخصیتی، ملی تر، ایرانی تر و دلسوز تر از شاهزاده رضا پهلوی در پارامتر سیاسی ایران امروز وجود ندارد که هیچ، تمامی سلول های ایشان، نام ایران را فریاد می کند
زیرا هم پدربزرگش چنین بوده است و هم پدرش
و ایشان ادامه ی همان میهن پرستی و ایران دوستی پدر و پدر بزرگ را بر دوش و جان و جهانش حمل می کند.
در پاسخ به ابلهان و پادو های وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، باید گفت:
شاهزاده رضا پهلوی، به عنوان نماد و سمبل تاریخ پادشاهی و امروز سمبل اتحاد و رهبری جنبش، نیازی به اجازه کس و یا ناکسی ندارد، که برایشان تعیین و تکلیف کند، که با چه کس و یا کسانی بنشیند و دستشان را بفشارد و یا ننشیند.
ایشان به عنوان نماد تاریخ پادشاهی ایران، هرجا که ایرانی باشد با هر مرام و هر عقیده و نگاه سیاسی، می توانند با آنها بنشیند و آنها را در زیر چتری جمع کنند که بشود در فراگیری این اتحاد، حکومت ضد ایرانی و تبهکار اسلامی را سرنگون کنند.
زیرا ایشان نه لیدر حزب است و نه رهبر گروه و یا سازمان. بلکه ایشان شخصیتی هستند، فرا سازمانی و حزبی که منافع ایران و ایرانیان با هر نگاه و عقیده ای برایشان اهمیت دارد، نه منافع گروهی و سازمانی
حال ممکن است در این طیف گسترده ی ایرانی که می خواهند به دور ایشان حلقه بزنند تا حکومت تبهکار را سرنگون کنند، افرادی باشند که تجزیه را برای ایران فردا بخواهند
و یا کمونیست و فردی اسلامی باشد که ایران برایشان اهمیت نداشته باشد.
مگر قرار است شاهزاده بدون رای ملت ایران، از هم اکنون، ایران و منافع ایران را با آنها تقسیم کند، که هنوز حکومت تبهکار اسلامی در قدرت است؟
خیر
ایشان بر حسب وظیفه ایرانی و به عنوان نماد و سمبل تاریخ پادشاهی و ایرانیان، هرجا که حقی از یک ایرانی زایل شد، به دفاع از او بر می خیزند و مهم نیست این فرد مجاهد باشد یا کمونیست و یا تجزیه طلب
کما اینکه در حمله ی حکومت عراق به اعضای مجاهدین در اشرف، شاهزاده رضا پهلوی، حکومت عراق را محکوم کرد و به دفاع از اسیران ایرانی در مشت مجاهدین ضد ایرانی برخاست.
با این توضیح، امکان هرگونه تجزیه ای در آینده ایران، از محالات است. زیرا نه شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد و سمیل همه ی ایرانیان و چشم بیدار چهارچوب ارضی ایران، این فرصت را برای تجزیه طلبان در آینده فراهم می کند و نه ملت ایران اجازه می دهند که ناکسان تاریخ، از تن زخمی ایران، تکه جدایی، جدا کنند.

2- سناریوی دوم

سناریوی دوم وزارت اطلاعات حکومت تبهکار اسلامی، برای ترساندن مردم، از نام مجاهدین خلق ضد ایرانی و ضد انسانی است
یعنی هرگاه که احساس سرنگونی کرد، در کنار سناریوهای دیگر برای ترساندن مردم، از سناریوی مجاهدین ضد ایرانی استفاده می کند
زیرا نیک می دانند این فرقه ی تبهکار اسلامی، منفورتر از خودشان هستند و ملت ایران نه جنایت و نه خیانتشان را فراموش کرده است و نه ترورهای زندگی سوز و ایران برباده این جانوران اسلامی را از یاد برده است.
این فرقه به قدری منفور است که حتا در میان تشکیلات ضد انسانی شان، جایی برای دلجویی ندارد و اکثریتشان حاضر هستند سر به تن این فرقه ی ضد ایرانی نباشد
بطوری که اگر دروازه ی زندان اعضای اسیر شده در آلبانی گشوده شود، هیچکس به دلخواه با آنها و یا آنجا نمی مانند
برای همین است که این افراد نگون بخت را، اجازه نمی دهند از آن زندان بیرون بیایند
حال با این تنفر اندازه ناگرفتنی ایرانیان از این فرقه ی ضد ایرانی، حکومت تبهکار اسلامی، برای ترساندن مردم ایران از نامشان استفاده می کند و به دروغ می گوید که آمریکا می خواهد بعد از سرنگونی شان، این فرقه جنایتکار ضد ایرانی را حاکم کند
در حالی که ایرانیان در جای جای ایرانزمین در اعتراضات و خیرش سرنگون ساز حکومت تبهکار اسلامی، شعار می دهند که:
کشور که شاه ندارد حساب و کتاب ندارد
رضا شاه روحت شاد
رضا رضا پهلوی
بنابراین هدف از بکار گیری این سناریو، خاموش کردن صدای آزادیخواهی و خیزش ملت ایران برای سرنگونی است
و نیک پیدا است که ملت ایران، این روزها بیدار و هوشیار است و گوش به ترفندهای صد من یک غاز حکومت تبهکار نمی دهد
و به خوبی می دانند که مجاهدین ضد ایران و ایرانی، آن روی سکه همین جانیان تبهکار اسلامی هستند که اکنون در قدرت است.
این نوشته در واقع پاسخ به همه ی نا ایرانیانی است که دستشان در دست وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، چفت است و برای ترساندن ملت ایران، اجیر و حمال حکومت تبهکار اسلامی شده اند

احمد پناهنده
سوم ماه ژوئن 2018


زمان تصمیم فرا رسیده است

8 ژوئیه 2018

Bild könnte enthalten: 1 Person, lächelnd

زمان تصمیم فرا رسیده است

اعتراضات دی ماه گذشته و شعارهای ملت ایران، نشان داد که نه فقط حکومت تبهکار اسلامی، شانسی برای ماندن در قدرت ندارد بلکه همه ی جناح های درون و بیرون این حکومت تبهکار، که دستشان در همه ی جنایت ها و خیانت های اسلامیون حاکم، چفت و قفل بوده است، شانسی برای رقص عنترگونه تحت عنوان به اصطلاح اصلاح طلب ندارند
بنابراین این جماعت، سرنوشت و بود و نبودشان را با بود و نبود حکومت تبهکار اسلامی گره زده اند که حسابشان جدا است و فردای رهایی ملت ایران، در کنار حاکمان تبهکار به میزه محاکمه فراخوانده می شوند
اما آیا نیروهای انتظامی و بدنه ی سپاه و ارتش هم، سرنوشتشان با بود و نبود حکومت تبهکار، گره خورده است؟
به باور من خیر
زیرا این افراد به خوبی آگاه هستند که وظیفه و خدمتشان باید به مردم، امنیت مردم و نگهبانی از مرزهای کشور باشند
به عبارت دیگر، معنای وجودی نیروهای انتظامی و ارتش و بدنه ی سپاه، برقراری امنیت و دفاع از مال و جان و حرمت ایرانیان در جتی جای ایرانزمین است.
باور دارم که اکثریت بدنه ی نیروه های انتظامی و ارتش و سپاه، دلشان با مردم است اما، در این روزها در شرایطی گرفتار شده اند که تصمیم گیری برایشان مشکل شده است
و بیم آن دارند که اگر در این شرایط کنار مردم قرار بگیرند و از دستور مافوق سرپیچی کنند، مجازات می شوند
چنین نگاهی، زمانی درست است که این نیروه ها از حمایت مردم و رهبری آن شاهزاده رضا پهلوی برخوردار نباشند
در حالی که چنین نیست
امروز ملت ایران در جای جای ایران و اعتراضات سراسری از نیروهای انتظامی می خواهند، که در این اعتراضات کنار آنها قرار بگیرند و آینده خود و خانواده شان را به خاطر یک مشت ضد ایرانی که در این حکومت تبهکار جا خوش کرده اند و می روند هم ملت ایران را هرچه بیشتر بکشند و هم ایران را در تمامیش نابود کنند، خراب نکنند
هشداری که از سر خیرخواهی، از حنجره ی شاهزاده رضا پهلوی فریاد شد و بارها به گوش آنها رسانید.
پس تا دیر نشده است، به خواسته و پیام رهبر جنبش سراسری ملت ایران، شاهزاده رضا پهلوی گوش دهید و گردن بنهید و بدانید غیر از شاهزاده رضا پهلوی، در این شرایط، کسی نیست از این چنین ظرفیت انسانی و ایرانی برخوردار باشد
و بدانید، آینده شما نه همکاری و سرسپردگی به حکومت تبکهار، بلکه کنار مردم و با مردم بودن به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است
همین
باشد که این مختصر، هشداری باشد که اذهان بسته را باز و چشمان نابینایشان را بینا و بی هوشی شان را به هوشیاری، بیدار کند
چنین باد

احمد پناهنده
اول ماه ژوییه 2018


حاج سید جوادی مُرد

30 ژوئن 2018

Bild könnte enthalten: 1 Person, Bart und Nahaufnahme

حاج سید جوادی مُرد

فردی که با تمامی جان و درونش، عاشق و دلداده ی خمینی بود و در این راه، آنچنان خودزنی کرد که در اثر زیاده روی، با لگدی از خمینی به بیرون از ایران پرتاب شد
او بعد از قیام ملی بیست و هشت مرداد، به پیروی از پیشوای کینه جویش، کینه ی خانواده پهلوی و در راسش محمد رضا شاه ایرانساز را به دل گرفت و هر آنچه در توان داشت، در محیط آزاد آن زمان، سیاه نمایی کرد و خاک در چشمان مردم ناآگاه ریخت و عاقبت با فوجی از نا ایرانیان ایرانی نمای به اصطلاح جبهه ی ملی، که برای دست بوسی پدرخوانده ارتجاع اسلامی-خمینی- به زیر درخت سیب در فرانسه رفته بودند، همراه شد و بر طبل خودزنی، کوبید تا امامش بیاید.
او در بخشی از نوشته اش، با عنوان «امام می‌آید» در این رابطه نوشته است است:
«امام می‌آید، با صدای نوح، با طیلسان و تیشه ابراهیم، با عصای موسی، با هیأت صمیمی عیسی و با کتاب محمد و دشت‌های سرخ شقایق را می‌پیماید و خطبه رهایی انسان را فریاد می‌کند. وقتی امام بیاید دیگر کسی دروغ نمی‌گوید. دیگر کسی به در خانه خود قفل نمی‌زند، دیگر کسی به باجگزاران باجی نمی‌دهد، مردم برادر هم می‌شوند و نان شادی‌شان را با یکدیگر به عدل و صداقت تقسیم می‌کنند. دیگر صفی وجود نخواهد داشت، صف‌های نان و گوشت، صف‌های نفت و بنزین، صف‌های مالیات، صف‌های نام‌نویسی برای استعمار، و صبح بیداری و بهار آزادی لبخند می‌زند. باید امام بیاید تا حق به جای خودش بنشیند و باطل و خیانت و نفرت در روزگار نماند.»
یا در جایی دیگر افاضه می کند که:
«« محیط انقلاب باید با سرعت و شدت پاکیزه شود، یعنی همه دشمنان انقلاب، همه میکروب ها و سمومات موّلد عناد و ظلم باید بلافاصله و بدون کمترین درنگ، نابود شوند. انقلاب، عدالت خاص خود را دارد و عدالت انقلابی یعنی، شدت عمل هر چه بیشتر…».
این فرد کینه جو، تا وقتی که زنده بود، از هیچ تلاشی در جهت تخریب چهره رضاشاه بزرگ و محمد رضا ایرانساز، دریغ نکرد و همواره و همیشه در نوشته هایش- بی ربط-مثل آخوندهای حاکم، سری به صحرای کربلای بیست و هشت مرداد می زد و گریبانها پاره می کرد و خیانتکارانه، سیاه نمایی می کرد.
او تنها نبود بلکه تمامی خانواده اش از برادر بزرگش، احمد حاج سیدجوادی گرفته تا دختر احمد،، شهرزاد صدر حاج سید جوادی، عروس مریم قجر عضدانلو، در صف مقدم خیانت به منافع ملی ایران و ملت ایران بودند و هستند
ای کاش زنده می ماند و دردادگاه تاریخ، پاسخگوی همه ی خیانت هایش می بود
اما افسوس و دریغ که مُرد و پرونده خیانتش به ایران و تاریخ ایران را به گور برد
حال بگذارید خیانتکارانی چون حرب توده و سازمان اکثریت و جبهه ی ضد ملی، در مرگ این خیانتکار عزا بگیرند و بر سرشان بکوبند. اما کیست که نداند، همه این ناکسان در خیانت به ایران و ایرانی، پرونده ی سنگینی دارند که در فردای آزادی ایران، در دادگاه عدالت و مردمی گشوده خواهد شد
به امید آن روز
احمد پناهنده
جمعه 29 ماه ژوئن 2018


چرا مجاهدین خلق ضد ایرانی، منفور هستند؟

24 ژوئن 2018

 

Bild könnte enthalten: 3 Personen

چرا مجاهدین خلق ضد ایرانی، منفور هستند؟

به باور من و با شناخت عمیقی که از این ضد ایرانیان ِ اسلامی دارم، باید با صراحت اندازه ناگرفتنی بگویم که منفورترین جریانی که در تاریخ چند هزار ساله ی ایران، بوی تعفن و منفوریتش، شامه ی هر ایرانی را آزار داد، فرقه ی ضد ایرانی مجاهدین خلق است
چرا؟
زیرا این جریان، فرقه ای است اسلامی، آن هم نه از نوع اسلام ِ مقبول مردم عادی، بلکه اسلام سیاسی که ایران را ارزشی قایل نیست و در یک تند پیچ زمان اگر مجاب شوند بین ایران و اسلام یکی را انتخاب کند، این فرقه ی جنایتکار و بیشتر خیانتکار، ایران را به پای اسلام ضد ایرانی شان، قربانی می کنند
زیرا ایدئولوژی و نگاهشان به ایران و جهان- اسلامی- آن هم خطرناک ترین نوع فرق اسلامی یعنی شیعه ی اثناعشری است
و راهنمایشان نه کتاب ها و آموزش های مدرن جامعه شناسی و انسانی و حقوق بشری، بلکه از متون عقب مانده و خطرناک قتال و کشتار ِ قرآنی و نهج البلاعه ای است
زیرا این جریان فرقه ای، ادامه ی همان ایرانی کشان ِ فدائیان اسلام در شکل امروزی اش هستند که هیچگاه، پایگاهی در میان ملت ایران نداشتند و ندارند
برای همین است که در آغاز شکل گیری شان، به آخوند مرتجعی بنام محمود طالقانی و یک دوجین ضد ایرانی و البته اسلامی، مثل بازرگان و سحابی و زنجانی و و و دخیل بستند تا از طریق آنها، به فسیل-آخوندهای دانه درشت قم وصل بشوند و با کمک آنها، در طیف ناآگاه ترین اقشار جامعه مشروعیت کسب کنند
زیرا به خوبی می دانستند که مردم مذهب زده ی شیعه اثناعشری، باورهای اسلامی شان را از آخوندها می گیرند که پای در مساجد و منابر دارند
پس، در همان آغاز ِ نطفه بستنشان، بارکش بی مقدار آخوندها شدند و با حمایت مالی آنها از طریق بازاری های مرتجع، از راه غیر قانونی به اردوگاه های تروریست ها در سوریه و عراق و فلسطین و لیبی و و و رفتند و از آنها سلاح به رایگان گرفتند تا با کشتن پاسبان و افسر امنیت اجتماعی، کشور را نا امن کنند و راه را برای ورود مرتجع ترین-فرد تاریخ ایران- خمینی-فراهم نمایند
البته اختلافی هم بر سر رئیس آفتابه شدن، بین آنها و بعضی از آخوندها و فرقه هایی مثل هیئت موتلفه و گروه هایی از این دست، در زندان بوجود آمده بود و امر هم بر آنها مشتبه شده بود که این مشروعیت کاذب، حاصل توجه قشر ناآگاه و عایرین پیاده به آنها است، اما دیری نپایید که معلوم شد، پایگاهی بین ملت ایران ندارند
پس با ترور و بمب گذاری و کشتن ِ بقال و چقال و سبزی فروش، با بنی صدر مرتجع، از ایران فرار کردند و در فرانسه پناهنده شدند
این مقدمه ی کوتاه را نوشتم تا برسم که بگویم چرا مجاهدین ضد ایرانی، منفور هستند؟
منفور هستند که ایدئولوزی شان اسلامی، آن هم از نوع فرِق خطرناک و عقب مانده و ضد ایران و ایرانی، که پایه اش بر خرافات ِ عقل و خرد سوز استوار است
نه جان انسان ایرانی برایشان اهمیت دارد و نه خاک ایران
نه بویی از آزادی بردند و به کرامت انسانی اهمیت می دهند نه کوچکترین حرمتی به شخصیت و فضیلت زن قائل هستند
اگر هم بطور بادکنکی، آنها را در درون فرقه ی بسته شان، در مصدر کارهای ضد انسانی گذاشتند، نه به خاطر حرمت و توانایی زن، بلکه برای سزکوب مردانی که با رهبراین فرقه مشکل داشتند
منفور هستند که، نه به خانوداده اهمیت می دهند و نه حتا احترام به زنی می گذارند که شوهر دارد
پس خانوده ها را متلاشی می کنند و زنان را به اجبار و بی هیچ انتخابی، به بستر مردان دیگر می فرستند
رهبر این فرقه ی مرتجع و تبهکار، به زن دوستش طمع می کند. اول او را بادکنکی، همردیف خودش می کند و بعد دستور تشکیلاتی به شوهرش می دهد که از زنش جدا شود تا با او همبستر شود
بعد اسمش را می گذارند انقلاب ایدئولوژیک
ترفند هم این است که چون از این پس، در راس سازمان، دو رهبر وجود دارد، و از نگاه اسلام مرتجع، به هم محرم نیستند، پس بهتر است با هم ازدواج کنند تا محرم شوند
منفور هستند که بی شرفی چون مهدی ابریشم چی را، مظهر شرافت در این فرقه لقب دادند و اسم سازمانی اش را که اسد بود، گذاشتند، شریف
منفور هستند که در جنگ ایران و عراق، ستون پنجم و یا چرخ پنچم صدام حسین شدند و افراد ناآگاه فرقه ای شان را بی آنکه انتخابی برایشان فراهم کنند، به قربانگاه فرستادند و برای هر کشته از صدام حسین پولی گزاف گرفتند
و تا جایی پیش رفتند که رجوی در یک دیدار با صدام حسین می گوید:
خون ما و شما یکی است. یعنی ایران فدای اسلام و عربیت شما
بگذریم که اطلاعات نظامی هم به صدام حسین می دادند
منفور هستند که خانواده ها را متلاشی کردند، حتا خانواده هایی که نه در درون این فرقه بلکه در شهر و روستای شان، با هم ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده بودند
بعد مریم قجر عضدانلو، گویی پا انداز مسعود رجوی است، قرومساقانه در جمع زنان در درون فرقه، اظهار لحیه می کند که:
» از این پس همه ی زنان بر مردانشان حرام و فقط بر مسعود حلال است»
و ادامه ی همین پلشتی و زشتکاری و توهین بر حرمت زنان بود که بعدن، رقص رهایی را بر زنان نگون بخت، تحمیل می کنند که شرح آن را خانم بتول سلطانی، یکی از همین زنان گریخته از این فرقه، به خوبی بازگو کرده است
منفور هستند که با بی رحمانه ترین تصمیم و دستور تشکیلاتی، به زنان امر می کنند که تخمدان آنها برداشته شود
منفور هستند که ابتدایی ترین رابطه ی عاطفی افراد، در درون فرقه را با خانواده و زن و بچه- قطع- و به شدیدترین وجه ممکن سرکوب می کنند
منفور هستند که هرگونه صدای مخالفت در درون فرقه را بی رحمانه سرکوب می کنند که هیچ حتا، بعضن آنها را به قتل می رسانند
گواه این سخنم، گزارش افرادی است که بتازگی از این فرقه تبهکار بیرون آمدند و در سایت های مختلف اسنادش موجود است
منفور هستند که عده ای را که از روی ناآگاهی وارد این فرقه شده بودند، در حصاری بنام اشرف در قبل و امروز در حصار اطراف شهر تیرانا در آلبانی زندانی و هرگونه اطلاع از بیرون را از آنها سلب کردند
منفور هستند که …
منفور هستند که …
منفور هستند که …
از این جهت است که شاهزاده رضا پهلوی، در گفتگو با بلومبرگ، می فرمایند:
«من با اعضای سابق مجاهدین صحبت کرده‌ام. آنها زنان را مجبور به حجاب می‌کنند.» در عین حال مجاهدین در نزد بیشتر ایرانیان منفور هستند زیرا در جنگ ایران و عراق با پشتیبانی صدام به ایران حمله کردند. «من اصلا نمی‌توانم تصور کنم که ایرانیان این رفتار مجاهدین را در آن برهه ببخشند. اگر قرار باشد مردم بین این رژیم و مجاهدین یکی را انتخاب کنند، به احتمال زیاد ملایان را ترجیح خواهند داد.»
حال با این توضیحات مختصر، آیا شاهزاده رضا پهلوی حق دارد که بگویند، این فرقه ی ضد ایرانی، منفور هستند؟
آیا حق دارم که با دلایل بالا که مشتی نمونه ی خروار است، با صراحت بگویم که این فرقه تبهکار و ضد ایرانی و ضد انسانی، منفور هستند؟
شماها چی؟
آیا شما هم با شاهزاده رضا پهلوی و من موافق هستید که این فرقه ی ضد ایرانی، منفور هستند؟
تا نظر شما خوانندگان و مخاطبین چه باشد

احمد پناهنده
24 ماه ژوئن 2018


بیانیه ی مشتی سرگردان و حافظ حکومت تبهکار اسلامی

24 ژوئن 2018

 

Bild könnte enthalten: 1 Person, Nahaufnahme

بیانیه ی مشتی سرگردان و حافظ حکومت تبهکار اسلامی

بتازگی، جمع اندکی سرگردان و البته حافظ همین حکومت تبهکار اسلامی تحت نام «راه کارگر» تو بخوان چاه کارگر، بیانیه ای انتشار دادند که سر نوشته اش چنین است.
» سرنگونی آری؛ به دست مردم و برای حاکمیت مردم!»
بیانیه را که می خوانی می بینی به جای حمله و هجوم به حکومت تبهکار اسلامی، یک مشت ناسزا و بد و بی راه ِ از تاریخ مصرف گذشته، نثار پریزیدنت ترامپ کردند که چرا از برجام بیرون آمده است
چرا حکومت تبهکار اسلامی را تحریم کرده است
چرا پا بر گلوگاه های تنفسی حکومت تبهکار اسلامی گذاشته است
چرا مثلن می خواهد یک ائتلاف جهانی علیه حکومت جنایتکار اسلامی تشکیل دهد
خب
این جماعت سرگردان سوسیالیستی، مشکلشان برانداختن حکومت تبهکار و جنایتکار اسلامی در ایران نیست. بلکه همه ی داد و فغانشان به قول خودشان علیه امپریالیسم آمریکا است
برای همین است که این جماعت سرگردان، سوراخ دعا را گم کردند و به جای گرفتن یقه و گوش حکومت تبهکاران اسلامی، یقه پریزیدنت ترامپ و آمریکا را می گیرند که چرا از برجام ضد منافع ایران و ایران بیرون آمده است و از مردم ایران علیه حکومت جنایتکار اسلامی حمایت می کند؟
می بینید؟
اینها هنوز نمی دانند منافع ملت ایران چی است و همسویی منافع ملت ایران امروز در جهان کجاست
اینها هنوز هم نمی خواهند باور کنند که پتناسیل ضد حکومت تبهکار اسلامی، با نشستن پریزیدنت ترامپ در کاخ سپید، تسریع شده و ملت ایران ترسشان ریخته است
اینها نمی خواهند بفهمند و یا گوش دهند که ملت ایران در بیشتر شعارهایشان در دی ماه گذشته و حتا امروز، رضا شاه روحت شاد گفتند و می گویند
ای شاه ایران برگرد به ایران راگفتند
رضا رضا پهلوی را گفتند
ملت که شاه ندارد حساب و کتاب ندارد، راگفتند
و بسیاری از این شعارها در از حمایت کارهای ایرانساز رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه راسر دادند
خب
اگر این جماعت معتقد به سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی در ایران هستند، باید مثل بچه آدم بروند ته صف ِ حمایت از شاهزاده رضا پهلوی که امروز، ملت ایران در اکثریتشان ایشان را به عنوان رهبر مبارزه نافرمانی مدنی، پذیرفتند، قرار بگیرند وگرنه از ملت پس گردنی می خورند و که خوردند
نه فقط ملت ایران بلکه امروز جهان آزاد هم، نگاه هایش را به سوی ایشان چرخانده است
اما نه
این جماعت آدرس عوضی می دهند
و برای اینکه حکومت تبهکار اسلامی سرنگون نشود، ، حمله و مبارزه شان را به سمت آمریکا و اسرائیل می گیرند که امروز در کنار ملت ایران هستند و منافع ملت ایران با منافع آنها در سرنگونی حکومت جنایتکار اسلامی همسو شده است
یادمان باشد
تاکید می کنم
کمونیست ها و حتا سوسیالیست های موجود در ایران که نطفه شان، در زمان پادشاهی رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه ایرانساز بسته شد، نه ایران را قبول دارند و نه به منافع ملت ایران می اندیشند
به معنای دیگر
تا وقتی که مشکل اصلی شان فقط آمریکا و اسرائیل باشد
پس دستشان در دست جنایتکاران جهان مثل روسیه و چین و کوبا و همه ی تروریست ها و جانیان دیگر جهان، قفل هست
برای همین است که امروز، به جای اتحاد با نیروهای حافظ و عاشق ایران، بر طبل تفرقه می کوبند و برای حکومت تبهکار اسلامی وقت می خرند و دم تکان می دهند.

احمد پناهنده
22 ژوئن 2018